پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢٧ - شرح و تفسير اندوه ما و شادى دشمنان
شرح و تفسير اندوه ما و شادى دشمنان
در تاريخ طبرى و همچنين كتاب الغارات ابن هلال ثقفى شأن ورودى براى اين سخن ذكر شده و آن اينكه يكى از مأموران اطلاعاتى اميرمؤمنان على عليه السلام در شام به نام «عبد الرحمان بن شبيب فزارى» خدمت امام عليه السلام آمد و گفت: هرگز جمعيتى را آنقدر خوشحال نديدم كه مردم شام را به هنگام آگاه شدن از شهادت محمد بن ابىبكر خوشحال ديد. اين مسئله به قدرى براى آنها مهم بود كه از فراز منبر به اطلاع عموم رساندند. در اينجا بود كه امام عليه السلام فرمود: «اندوه ما بر او بهاندازه شادى شاميان است، زيرا آنها دشمن بزرگى را از دست دادهاند و ما دوست بزرگى را»؛
(قَالَ عليه السلام: لَمّا بَلَغَهُ قَتْلُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِيبَكْرٍ: إِنَّ حُزْنَنَا عَلَيْهِ عَلَى قَدْرِ سُرُورِهِمْ بِهِ، إِلَّا أَنَّهُمْ نَقَصُوا بَغِيضاً وَ نَقَصْنَا حَبِيباً)
. همانگونه كه در شرح خطبه ٦٨ در جلد سوم اين كتاب آوردهايم، معاويه بعد از جنگ صفين احساس نيرو و توان تازهاى كرد و به فكر تسخير مصر كه مركز مهمى بود افتاد. در آن موقع محمد بن ابىبكر از طرف اميرمؤمنان على عليه السلام در آنجا حكومت مىكرد. معاويه فرمان حكومت مصر را به نام عمرو عاص نوشت و او را با گروه عظيمى از سربازان به بهانه خونخواهى عثمان به مصر فرستاد.
محمد بن ابىبكر به مقابله برخاست و يارانش ضربات سنگينى بر لشكر عمرو عاص وارد كردند؛ اما سرانجام شكست خوردند و از اطراف محمد پراكنده