پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - ٢ اين برادر كه بود؟
و دلاورى. در مورد ديگر از قول توأم با عمل به ضميمه ترك قول بدون عمل.
به يقين، اين مجموعه مىتواند سعادت دنيا و آخرت و فرد و اجتماع را تضمين كند و انسان را در طريق سير و سلوك الى اللَّه يارى نمايد تا از نيكان و پاكان گردد و در صف اولياء اللَّه قرار گيرد.
٢. اين برادر كه بود؟
همانگونه كه در ابتدا گفتيم، شارحان نهجالبلاغه در اين موضوع اختلاف نظر دارند كه آيا اين سخن اشاره به شخص معينى است كه امام عليه السلام به عنوان يك برادر الهى از او ياد كرده است؟ و اين شخص كيست؟ به يقين پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نمىتواند باشد، زيرا بعضى از صفاتى كه در اين بيان آمده در شأن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيست.
آيا اين شخص ابوذر يا مالك اشتر و يا عثمان بن مظعون و يا ديگرى است؟
آن نيز محل گفتوگو است. يا اينكه اساساً اين سخن به عنوان تمثيل ذكر شده است؟
شايد نخستين كسى از شارحان نهجالبلاغه كه اين احتمال را مطرح كرده و آن را به گروهى نسبت داده است ابن ابى الحديد باشد. او مىگويد: در نظم و نثر، چنين كارى عادت عرب بوده. و اين احتمال را قوىتر مىشمرد.
مرحوم «كمرهاى» در بخش تكميلى كه براى منهاج البراعة نگاشته به اينجا كه مىرسد مىگويد: بنابر آنچه ابن ابى الحديد آن را مناسبترين وجه شمرده امام عليه السلام در اين گفتار خود مبتكر فن مهمى در ادب عربى است كه فن انشاء تمثيلات است و شبيه به چيزى است كه در عصر اخير به عنوان فن رماننويسى يا روايات تمثيليه شايع شده است و اساس آن بر اين است كه داستانى را ابداع مىكنند كه تصويرى از هدفى آموزشى يا انتقادى و جز آن دارد و هنگامى كه به