پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - شرح و تفسير قرب سلطان است از آن قرب، الحذر!
گزارش مىدهند و سعى مىكنند تخم بدبينى را در ذهن او بكارند و از سوى سوم، گاه سلطان از نفوذ آنها به وحشت مىافتد و چنين مىپندارد كه ممكن است اطرافيانش رقيب او شوند و حتى قدرت را از دست او گرفته او را از اوج عزت به زير آورند. اين عوامل دست به دست هم مىدهند و سبب مىشوند كه آنها هميشه در خطر باشند.
چه تشبيه جالبى امام عليه السلام فرموده است: شخصى كه سوار شير است مردم او را صاحب قدرت تصور مىكنند كه چگونه توانسته شير را كه قوىترين حيوانات است تحت سلطه خود قرار دهد ولى از سويى ديگر، شير هرگز خوى درندگى خود را فراموش نمىكند؛ ناگهان از يك فرصت استفاده كرده، سوار خود را بر زمين مىزند و او را مىدرد.
بسيار ديده شده است كه پرورش دهندگان شير در باغ وحش يا در سيركها براى تماشاى مردم سالها از اين حيوان درنده مراقبت كرده و به او محبت نمودهاند؛ ولى ناگهان خوى درندگى شير ظاهر شده و مراقب و پرورش دهنده خود را دريده است.
همانگونه كه در بحث مصادر اين كلام حكيمانه آمد، در سراج الملوك (طرطوشى) تعبير زيباى ديگرى از اين حديث آمده است؛ او از امام عليه السلام چنين نقل مىكند:
«صاحِبُ السُّلْطانِ كَراكِبِ الْأسَدِ يَهابُهُ النّاسُ وَهُوَ لِمَرْكُوبِهِ أهْيَبُ؛
يار سلطان همچون كسى است كه بر شير سوار شده، مردم از او مىترسند و او از مركبش بيشتر مىترسد».
با توجه به اينكه اين مشكل براى اطرافيان سلاطين و زمامداران به خصوص زمامداران خودكامه در هر عصر و زمان و در هر مكانى وجود داشته، ضربالمثلهاى زيادى در اين زمينه، ميان مردم رواج يافته كه «ابن ابىالحديد» موارد زيادى از آنها را در سخنان خود آورده است، از جمله از «عتابى»