پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨ - شرح و تفسير نخست حق را بشناس سپس پيروانش را
نيز خوار نساختند (آنها راه خطا پيمودند، چگونه به آنها اقتدا مىكنى؟)»؛
(فَقال عليه السلام: إِنَّ سَعِيداً وَعَبْدَ اللَّهِ بْن عُمَرَ لَمْ يَنْصُرَا الْحَقَّ وَلَمْ يَخْذُلَا البَاطِلَ)
. مىدانيم كه در ماجراى جنگ جمل، مردم به سه گروه تقسيم شدند: گروه اوّل، مؤمنان آگاه بودند كه دست به دامان اميرمؤمنان على عليه السلام زدند و بر بيعتى كه با او كرده بودند ثابتقدم ماندند و به فرمان آن حضرت براى خاموش كردن آتش فتنه «طلحه» و «زبير» به بصره آمدند. گروه دوم، فريبخوردگانى بودند كه به تحريك «طلحه»، «زبير»، «عايشه» و «معاويه» بيعت خود را شكستند و يا هرگز بيعت نكردند و در مقابل آن حضرت ايستادند. گروه كوچكى نيز بودند كه بىطرفى را برگزيدند و به گمان باطل، به احتياط عمل كردند؛ نه به صفوف ياران على عليه السلام پيوستند و نه دنبال «طلحه» و «زبير» به راه افتادند كه از جمله آنها «سعد بن ابى وقاص» و «عبداللَّه بن عمر» بودند.
در كلام مورد بحث به نام «حارث بن حوط» كه شخص سرشناسى نبود برخورد مىكنيم كه خدمت امام عليه السلام رسيد و اظهار داشت كه من باور نمىكنم لشكر جمل گمراه بودهاند. امام عليه السلام با گفتار حكيمانه خود درسى به او و افراد همفكرش داد و فرمود: سرچشمه اشتباه تو اين است كه به زيردست خود نگاه كردهاى؛ يعنى به افراد فرومايه و نادان و بىسروپا، به پيمانشكنان و فتنهانگيزان؛ و به بالاى سرت- كه اشاره به خود آن حضرت و مهاجران و انصارى است كه در ركاب آن حضرت بودند- نگاه نكردى. اگر اينگونه مىنگريستى هرگز در بىطرفى توأم با سرگردانى نمىماندى و راه صحيح را برمىگزيدى.
سپس امام عليه السلام به اصلى كلى و مهم اشاره كرده فرمود: راه صحيح اين است كه اول حق را بشناسى و آن را معيار قرار دهى. هركس به سراغ آن آمد آن را خوب بدانى، خواه از افراد برجسته باشد يا از افراد ناشناخته. همچنين باطل را خوب بشناسى و بر اساس آن طرفداران باطل را شناسايى كنى، خواه از افراد برجسته