پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - نكته سوگند به برائت از خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله
گفت: دروغ نيست و واقعيت دارد. امام عليه السلام او را به برائت از حول و قوه الهى اگر دروغگو باشد قسم داد. او همين سوگند را ياد كرد و هنوز گفتارش تمام نشده بود كه فلج شد و مانند قطعه گوشتى بىجان به روى زمين افتاد! پاى او را گرفتند و كشانكشان از مجلس بيرون بردند و امام صادق عليه السلام از اين توطئه رهايى يافت. [١]
در رخداد ديگرى مىخوانيم كه منصور دوانيقى به امام صادق عليه السلام عرض كرد:
يكى از ياران شما به نام «معلى بن خنيس» مردم را به سوى شما فرا مىخواند و (براى خروج كردن) اموالى ذخيره مىكند. امام عليه السلام فرمود: به خدا سوگند چنين چيزى نبوده است. منصور گفت: من كسى را كه چنين خبرى داده نزد شما حاضر مىكنم. و سپس آن مرد را حاضر كرد. امام عليه السلام رو به آن فرد كرده فرمود: قسم مىخورى؟ عرض كرد: آرى؛ سپس گفت: «وَاللَّهِ الَّذى لا إلهَ إلّاهُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ كه او اين كار را كرده است». امام عليه السلام فرمود: تو خداوند را با اوصاف جلالش مىستايى و او به همين سبب تو را مجازات نمىكند.
اينگونه كه من مىگويم قسم بخور. بگو:
«بَرِئْتُ مِنْ حَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ وَأَلْجَأْتُ إِلَى حَوْلِي وَقُوَّتِي
(كه تو اين سخن را گفتهاى)» آن مرد اينگونه قسم خورد. هنوز كلامش تمام نشده بود كه بر زمين افتاد و مرد. منصور گفت: بعد از اين، كلام هيچ سخنچينى را درباره تو نخواهم پذيرفت. [٢]
نكته سوگند به برائت از خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله
مرحوم صاحب جواهر در كتاب «الأيْمان» مسئلهاى آورده كه حاصلش اين است: سوگند به برائت از خداوند سبحان و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نهتنها منعقد
[١]. شرح نهجالبلاغه ابن ميثم بحرانى، ج ٥، ص ٣٦٨. مرحوم علامه شوشترى نيز آن را در شرح نهجالبلاغه خود از كتاب الفصول المهمة نقل كرده است
[٢]. كافى، ج ٦، ص ٤٤٥، ح ٣