پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
تازيانه آنها به زمين مى افتاد به شخص پيادهاى نمىگفتند تازيانه را به من بده؛ خودشان پياده مى شدند و تازيانه را بر مىداشتند و اگر بر سر سفره نشسته بودند كسى از حاضران به ظرف آب نزديكتر بود آن كه دور نشسته بود نمىگفت از آن آب به من بده؛ خودش بر مىخاست و از آن آب مى نوشيد (البته منظور اين است انسان كارى را كه خود مى تواند انجام دهد از ديگران نخواهد و سربار ديگران نباشد). [١]
١٦. « (و از كسانى مباش كه) هرگاه شهوتى براى وى حاصل شود گناه را جلو مىاندازد و توبه را به تأخير و اگر محنت و شدتى به او برسد (بر اثر نداشتن صبر و شكيبايى) از دستورات دين به كلى دور مىشود»؛
(إِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ أَسْلَفَ الْمَعْصِيةَ، وَسَوَّفَ التَّوْبَةَ، وَإِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرَائِطِ الْمِلَّةِ)
. اين صفت نيز از اوصاف افراد ضعيف و ناتوان و كم ظرفيت است تا عوامل شهوت در برابر آنها نمايان مىشود به سرعت به سوى آن مىروند و كام دل از آن بر مىگيرند؛ ولى نوبت به توبه كه مى رسد امروز و فردا مىكنند و به هنگامى كه مشكلى در زندگى آنها رخ دهد با خداى خود قهر مىكنند و دستوراتش را به فراموشى مىسپارند و حتى گاه زبان به سخنان كفرآميز مىگشايند.
آنها كسانى هستند كه با كمترين تغييرى در زندگى، زبان به شكوه مىگشايند و به زمين و آسمان بد مىگويند.
قرآن مجيد درباره اينگونه اشخاص ميگويد: إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً»؛ به يقين انسان حريص و كمطاقت آفريده شده است. هنگامى كه بدى به او رسد بىتابى مىكند و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع ديگران مىشود (و بخل مىورزد)». [٢]
[١]. كافى، ج ٤، ص ٢١، ح ٥.
[٢]. معارج، آيه ١٩-/ ٢١.