پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٧ - شرح و تفسير هفت فضيلت مهم اخلاقى
آنهاست. از آنجا كه آنها حريم افراد باشخصيت را مىشكنند و جسورانه سخن مىگويند، اين تحمل و بردبارى سبب مىشود چهره مظلوميت به خود بگيرند و مردم فهميده جامعه به يارى آنها بر ضد سفيهان و بىخردان برخيزند و آنها را ساكت كرده بر جاى خود بنشانند.
سيره رسول اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام و بسيارى از بزرگان دينى همين بوده است.
حقيقت «حلم» همانگونه كه در حديثى از امام حسن مجتبى عليه السلام آمده است:
«كَظْمُ الْغَيْظِ وَمِلْكُ النَّفْسِ»
است يعنى حلم فروبردن غضب و تسلط بر نفس خويش است به گونهاى كه عكسالعملى نشان ندهد. [١]
در زندگى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بارها خواندهايم كه افراد نادان و جسورى خدمتش مىرسيدند و تعبيرات ناروايى نثار مىكردند و حتى گاه با شخص حضرت درگير مىشدند؛ اما آن حضرت تحمل مىكرد و به حل مشكلاتشان مىپرداخت.
داستان امام حسن مجتبى عليه السلام و آن مرد شامى نيز معروف است.
در كتاب أسد الغابه در سرگذشت «قيس بن عاصم» مردى كه بزرگ قبيله خود و مورد احترام رسول اكرم صلى الله عليه و آله بود مىخوانيم: «او بسيار به حلم و بردبارى مشهور بود؛ از جمله اينكه «احنف بن قيس» صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگويد:
من حلم را از «قيس بن عاصم» آموختم؛ روزى ديدم در كنار خانهاش نشسته و بر غلاف شمشيرش تكيه كرده بود و براى قومش سخن مىگفت. ناگهان مردى را دست بسته همراه با بدن مقتولى نزد او آورده گفتند: اين مرد دست بسته فرزند برادر توست كه فرزندت را كشته است. «احنف» مىگويد: «قيس» كلام خود را قطع نكرد تا زمانى كه تمام شد بعد رو به فرزند برادرش كه قاتل بود كرد و گفت:
پسر برادر! كار بسيار بدى كردى، خدا را عصيان نمودى، رحِمَت را قطع
[١]. بحارالانوار، ج ٧٥، ص ١٠٢، ح ٢.