پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٨ - شرح و تفسير هفت فضيلت مهم اخلاقى
كردى و پسر عمويت را كشتى و در واقع تير به پيكر خود زدى و از گروه يارانت كاستى. سپس فرزند ديگرى داشت به او گفت: بر خيز بازوهاى پسر عمويت را باز كن و برادرت را به خاك بسپار و يكصد شتر به عنوان ديه فرزند به مادرت بده چرا كه او در اين ديار غريب است. [١]
علما و بزرگان دين نيز اين روش را از پيشوايان معصوم آموخته بودند؛ در حالات يكى از فقهاى بزرگ نجف نقل مىكنند: روزى شخصى نيازمند و خشمگين، نامه بسيار توهينآميزى به او نوشته بود كه من مىخواهم سرپناهى تهيه كنم و بايد نصف قيمت آن را شما بپردازيد. آن فقيه برجسته نامه توهينآميز و هتاكانه را خواند بعد بىآنكه عكسالعمل نامناسبى نشان بدهد به دوستان حاضرش فرمود: اگر ما نصف سرپناه او را تهيه كنيم، نصف ديگرش را چه كسى تهيه مىكند. [٢]
البته در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«كَفى بِالْحِلْمِ ناصِراً وَإذا لَمْ تَكُنْ حَليماً فَتَحَلَّمْ
؛ براى يارى انسان، حلم و بردبارى كافى است و اگر واقعا بردبار نيستى خود را به صورت بردباران در آور». [٣]
در حديث ديگرى از مولا اميرمؤمنان عليه السلام آمده است:
«جَمالُ الرَّجُلِ حِلْمُهُ؛
زيبايى انسان در حلم اوست». [٤]
اشتباه نشود. حلم اين نيست كه انسان بر اثر عجز و ناتوانى بردبارى پيشه كند و بدىهايى را كه به او شده به خاطر بسپارد تا به موقع خود انتقام گيرد. در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام مىخوانيم:
«لَيْسَ الْحَليمُ مَنْ عَجَزَ فَهَجَمَ وَإذا قَدَرَ انْتَقَمَ إنَّمَا الْحَليمُ مَنْ إذا قَدَرَ عَفى
؛ كسى كه به خاطر عجز و ناتوانى اقدام به كارى نكند
[١]. أسد الغابه، ج ٤، شرح حال «قيس بن عاصم».
[٢]. اين رخداد مربوط به مرحوم آية اللَّه سيد عبدالهادى شيرازى است.
[٣]. كافى، ج ٢، ص ١١٢.
[٤]. غررالحكم، ح ٦٣٩٢.