پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٢ - شرح و تفسير حاملان علم چند گروهند
طبيب دين است. هرگاه ديديد طبيب عوامل بيمارى را به سوى خود مىكشد او را در طبّش متهم سازيد و بدانيد (كسى كه به خودش رحم نمىكند) خيرخواه ديگران نيست». [١]
سپس درباره گروه دوم مىفرمايد: «يا كسى كه مطيع حاملان حق است؛ اما چون بصيرتى به پيچ و خمهاى علم و شبهات ندارد با نخستين شبهه و ايراد، شك در دل او پيدا مىشود. آگاه باش (اى كميل!) نه اين به درد مىخورد و نه آن»؛
(أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ، لَابَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ، يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ. أَلَا لَاذَا وَلَا ذَاكَ)
. «احْناء» جمع «حِنْو» در اصل به هرچيزى گفته مىشود كه پيچ و خمى داشته باشد سپس به معناى جوانب نيز آمده است (چرا كه جوانب و اطراف اشيا غالباً انحنايى دارد).
اين گروه از يك نظر نقطه مقابل گروه اولاند؛ افرادى ضعيف الفكر و نادان و مغرور كه در برابر شبههافكنان كاملا آسيبپذير اند، ميدان را خالى كرده و گاه به آنها مىپيوندند. خطر اين گروه براى جهان اسلام و جامعه بشرى نيز كم نيست. نمونه اين گروه جمعيت خوارج بودند؛ هنگامى كه به توطئه و نيرنگ عمرو عاص قرآن بالاى نيزهها رفت فورا ميدان را رها كردند و هنگامى كه شبههافكنى شعار «لا حُكْمَ إلّالِلّه» را سر داد در برابر على عليه السلام قيام كردند كه چرا مسئله حكميت را پذيرفتهاى و العياذ بالله نسبت كفر به آن حضرت دادند و امثال آنها در جامعه امروز ما نيز كم نيست.
حضرت درباره گروه سوم مىفرمايد: «يا كسى كه اسير لذت است و در چنگال شهوات گرفتار آمده (و به همين دليل دين و ايمانش را در پاى لذات و شهواتش قربانى مىكند)»؛
(أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ)
.______________________________
(١). بحارالانوار، ج ٢، ص ١٠٧، ح ٥.