پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣١ - شرح و تفسير مجموعه اندرزهاى گرانبها
مىخوانيم:
«مَنْ لا صَدِيقَ لَهُ لا ذُخْرَ لَهُ
؛ كسى كه دوستى ندارد اندوختهاى (براى مبارزه با مشكلات) ندارد». [١]
تا آنجا كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم:
«لَقَدْ عَظُمَتْ مَنْزِلَةُ الصَّديق حَتّى أهْلُ النّارِ يَسْتَغيثُونَ بِهِ وَيَدْعُونَ بِهِ فِى النّارِ قَبْلَ الْقَريبِ الْحَمِيمِ قالَ اللَّهُ مُخْبِراً عَنْهُمْ:
«فَمَا لَنَا مِنْ شَافِعِينَ* وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ»؛ مقام دوست بسيار والا است تا آنجا كه اهل دوزخ از دوست يارى مىطلبند و او را از درون آتش دوزخ صدا مىزنند پيش از آنكه نزديكان پرمحبت خود را صدا بزنند. خداوند در قرآن از آنها چنين خبر داده كه مىگويند: (واى بر ما) ما امروز شفاعت كنندگانى نداريم و نه دوست صميمى». [٢]
سرانجام در سيزدهمين و آخرين نكته گرانبها مىفرمايد: «به انسانى كه ملول و رنجيده خاطر است اعتماد مكن»؛
(وَلَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا)
. دليل آن روشن است؛ افرادى كه به هر دليل رنجيده خاطر شدهاند، نشاط عمل در آنها مرده است به همين دليل نمىتوان به آنها اعتماد كرد. آنها منتظر بهانهاى هستند تا از كار فرار كنند و هرگز نمى توان استقامت و پشتكار را كه لازمه پيشرفت است از آنها انتظار داشت.
مرحوم علامه شوشترى در شرح نهجالبلاغه خود شرح خوبى براى اين معنا ذكر كرده و آن داستان جنگ صفين است كه بر اثر طولانى شدن جنگ عده زيادى ملول و رنجيده و خسته شده بودند و منتظر بهانهاى بودند تا جنگ را رها كنند از اين رو به مجرد اينكه دشمن قرآنها را بر سر نيزهها كرد دست از جنگ در آستانه پيروزىاش كشيدند. [٣]
[١]. غرر الحكم، ح ٩٤٠٨.
[٢]. بحار الانوار، ج ٧١، ص ١٧٦، ح ١١. سوره شعراء، آيه. ١٠٠ و ١٠١.
[٣]. شرح نهجالبلاغه علامه شوشترى، ج ١٤ ص ٥٠٨.