پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٥ - شرح و تفسير راه تحصيل بردبارى
مىكرد. اين كار سبب خوشحالى خانواده كودك مىشد و احساس مىكردند پيامبر صلى الله عليه و آله به هيچ وجه از ماجراى كودكشان ناراحت نشده است. هنگامى كه باز مىگشتند پيامبر صلى الله عليه و آله لباس و بدن خود را مىشست. [١]
از جمله در حديثى كه مرحوم كلينى در كتاب شريف كافى آورده است ذيل بابى كه به عنوان «الحلم» عنوان كرده است مىخوانيم: امام صادق عليه السلام خدمتكارى داشت كه او را به دنبال كارى فرستاد ولى مدتى گذشت و نيامد. امام عليه السلام در جستجوى وى برآمد ديد در گوشهاى خوابيده است. امام عليه السلام بالاى سرش نشست و او را باد مىزد تا زمانى كه بيدار شد. در آن هنگام امام عليه السلام به او فرمود:
«يا فُلانَ وَاللَّهِ ما ذلِكَ لَكَ تَنامُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لَكَ اللَّيْلُ وَلَنا مِنْكَ النَّهارُ
؛ اى غلام! به خدا سوگند اين سزاوار تو نيست. هم شب را مىخوابى هم روز را. شب براى تو باشد و روز براى ما». [٢]
مرحوم مفيد در كتاب مجالس خود از جابر نقل مىكند كه اميرمؤمنان عليه السلام شنيد مردى «قنبر» را دشنام مىدهد و «قنبر» مىخواهد به او پاسخ دهد. امام عليه السلام او را صدا زد فرمود:
«مَهْلًا يا قَنْبَر دَعِ الشّاتِمَةَ مُهاناً تَرْض الرَّحْمانَ وَتَسْخَطُ الشَّيْطانَ وَتُعاقِبُ عَدُوَّكَ
؛ قنبر آرام باش. دشنامدهنده را رها كن كه سبب خشنودى خدا و خشم شيطان مىشود و اين مجازاتى است براى دشمن تو». سپس افزود:
«فَوَالَّذي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ ما أرْضَى الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْل الْحِلْمِ وَلا أسْخَطَ الشَّيْطانَ بِمِثْلِ الصَّمْتِ وَلا عُوقِبَ الْأحْمَقُ بِمِثْلِ السُّكُوتِ عَنْهُ
؛ به خدايى كه دانه را در زمين مىشكافد و انسان را مىآفريند سوگند هرگز انسان با ايمانى پروردگارش را به چيزى مانند حلم و بردبارى خشنود نكرده است و شيطان را به مانند سكوت (در اينگونه موارد) خشمگين نساخته و احمق را همانند خاموشى
[١]. مكام الاخلاق، ص ٢٥.
[٢]. كافى، ج ٢، ص ١١٢، ح ٧.