پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - شرح و تفسير راه زدودن ترس و وحشت
دارو يا تزريق آمپول وحشت دارند؛ اما هنگامى كه چند بار تكرار مىشود وحشت آنها به كلى فرو مىريزد.
يكى از فلسفههاى انواع تمرين و رزمايشهاى نظامى زدودن آثار ترس از جنگ از دلهاى سربازان و افسران و فرماندهان است.
سعدى در گلستان خود داستان زيبايى در اين زمينه نقل مىكند. مىگويد:
پادشاهى با غلامى عجمى در كشتى نشست، و غلام هرگز دريا نديده بود و محنت كشتى نيازموده. گريه و زارى در نهاد و لرزه بر اندامش افتاد. چندان كه ملاطفت كردند آرام نمىگرفت و عيش مَلِك از او منغّص بود چاره ندانستند.
حكيمى در آن كشتى بود مَلِك را گفت: اگر فرمان دهى من او را به طريقى خاموش گردانم. گفت: غايت لطف و كرم باشد. بفرمود تا غلام را به دريا انداختند. بارى چند غوطه خورد، مويش گرفتند و پيش كشتى آوردند و به دو دست در سكان كشتى آويخت. چون برآمد به گوشهاى بنشست و آرام يافت.
مَلِك را عجب آمد پرسيد: در اين چه حكمت بود؟ گفت: از اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود و قدر سلامت كشتى نمىدانست. قدر عافيت كسى دارد كه به مصيبتى گرفتار آيد.
بسيار مىشود كه انسان به علت اين گونه وحشتها به سراغ كارهاى مهم نمىرود و در واقع مانع بزرگى بر سر راه كارهاى بزرگ مىشود.
به گفته مرحوم كمرهاى در منهاج البراعة بسيارى از مكتشفان و محققان جهان با عمل به اين دستور به افتخارات بزرگى نائل شدهاند؛ آنها در درون جنگلها و صحراهاى آفريقا و بيابانهاى پراكنده وارد مىشوند و به سير درياها مىپردازند و به درون جزاير دوردست نفوذ مىكنند و از اين طريق هم ثروت فراوانى به دست مىآورند و هم شهرت جهانى كسب مىكنند. افزون بر اين به علم و دانش بشرى خدمات قابل ملاحظهاى مىشود.