پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - شرح و تفسير اطاعت مخلوق محدود به عدم معصيت خالق است
همتايى قائل شوى كه از آن آگاهى ندارى، از آنها پيروى مكن». [١]
همچنين اگر حكومتى به هر نام تشكيل شود و قانونى بر خلاف قانون خداوند وضع كند هيچ مسلمانى حق پيروى از آن را ندارد، چون اطاعت مخلوق و معصيت خالق است جز اينكه او را مجبور كنند.
بعضى از شارحان نهجالبلاغه براى اين جمله معناى ديگرى ذكر كرده و گفتهاند منظور اين است كه هيچ كس حق ندارد از طريق معصيت راه اطاعت خدا را بپيمايد؛ مثلًا در خانه غصبى نماز گزارد يا با آب غصبى وضو يا غسل كند يا با مال حرام فى سبيل الله انفاق نمايد.
ولى معناى اول صحيحتر به نظر مىرسد، از اين رو كسانى كه به اين جمله استناد جستهاند نيز در موارد مصداق معناى اول بوده است از جمله قصه «معاويه» و «شداد بن اوس» است كه ابن ابىالحديد نقل مىكند: او (كه از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله بود) در مجلس معاويه حضور داشت. معاويه به او گفت: برخيز و يادى از على كن و عيبهايى براى او بشمار. او برخاست و خطبهاى خواند و نه تنها عيبى بر آن حضرت نگرفت بلكه تلويحاً مدح امام را كرد و در لابهلاى خطبهاش اين جمله را نيز بيان كرد:
«إنَّهُ لا طاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فى مَعْصِيَةِ الْخالِقِ»
و در پايان رو به معاويه كرد و گفت: اى معاويه كسى كه با ذكر حق تو را به خشم بياورد خيرخواه توست و كسى كه با سخن باطل تو را راضى كند خيانت به تو كرده است. معاويه سخن او را قطع كرد و دستور داد او را از محل خطابه پايين آورند. سپس به او محبت كرد و مالى به او بخشيد و به او گفت: تو مدح سخاوتمندان كردى آيا من از سخاوتمندان هستم يا نه؟ «شداد» گفت: اگر مال حلالى غير از اموال بيتالمال مسلمانان داشته باشى و انفاق كنى تو از سخاوتمندانى و اما اگر مال مسلمانان باشد و آن را در اختيار گرفته باشى و از
[١]. عنكبوت، آيه ٨.