پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٦ - شرح و تفسير قربانگاه عقل!
طمع را به برق آسمان تشبيه نموده كه لحظهاى همه جا را روشن مىكند و در شبهاى تاريك تمام فضاى بيابان با آن آشكار مىشود و شخص راهگذر گمكرده راه به شوق در مىآيد و به دنبال آن دوان دوان حركت مىكند. ناگهان برق خاموش مىشود و او در پرتگاهى فرو مىافتد.
عقل و دانش آدمى كه حق را از باطل و نيك را از بد مىشناسد هنگامى كه تحت تأثير برق طمع قرار گيرد به همين سرنوشت گرفتار مىشود. در واقع طمع، يكى از موانع عمده شناخت است كه در طول تاريخ بسيارى از انديشمندان را به خاك هلاكت افكنده يا دنيايشان و يا دين و ايمانشان را بر باد داده است.
طمع آثار زيانبار فراوانى دارد؛ بسيارى از حوادث دردناك تاريخى بر اثر همين صفت رذيله رخ داده است. مهمترين فاجعه تاريخ اسلام، شهادت شهيدان كربلا، از يك نظر به سبب طمع در حكومت رى از سوى «عمر سعد» واقع شد و حكومت مرگبار بنى اميه به طور كلى مولود طمعهايى بود كه آنها در جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و گرفتن انتقام غزوات آن حضرت داشتند.
در گفتار حكيمانه ١٨٠ خوانديم كه امام عليه السلام مىفرمايد:
«الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ
؛ طمع بردگى و اسارت جاويدان است». در گفتار حكيمانه ٢٢٦ نيز خواهد آمد كه امام عليه السلام طمعكار را در بند ذلت گرفتار مىبيند:
«الطّامِعُ في وَثاقِ الذُّلّ». [١]
در غررالحكم نيز آمده است:
«ثَمَرَةُ الطَّمَعِ ذُلُّ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ
؛ ثمره طمع، ذلت دنيا و آخرت است». [٢]
طمع باعث ذلت و اسارت مىشود، زيرا انسان در موارد طمع غالباً به دنبال چيزى مىرود كه از دسترس او بيرون است و يا حق او نيست و پيوسته تلاش مىكند و نيروهاى خود را از دست مىدهد و گاه با محروميت از آنچه به دنبال آن
[١]. نهجالبلاغه، حكمت ٢٢٦.
[٢]. غررالحكم، ح ٤٦٣٩.