پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧ - شرح و تفسير عذر واهى براى تصدّى خلافت
شرح و تفسير عذر واهى براى تصدّى خلافت
امام عليه السلام در اين كلام پرمعنا به سراغ استدلالهاى باطل مدعيان خلافت رفته و مىفرمايد: «عجبا! آيا خلافت با همنشينى پيامبر حاصل مىشود؛ ولى با همنشينى و خويشاوندى حاصل نمىگردد؟»؛
(وَاعَجَبَاهُ! أَتَكُونُ الخِلَافَةُ بِالصَّحَابَةِ وَالْقَرَابَةِ؟)
. مرحوم سيد رضى بعد از روايت اين كلام مىگويد: «از آن حضرت شعرى در همين زمينه نقل شده است (خطاب به خليفه اوّل) مىگويد:
اگر تو به سبب شورا مالك امور مردم شدى اين چه شورايى است كه طرفهاى مشورت (امثال من و جمعى از بنىهاشم و ديگران) غايب بودند؟
و اگر از طريق قرابت با پيامبر در برابر مخالفانت استدلال كردى ديگرى (اشاره به شخص امام است) از تو به پيامبر سزاواتر و نزديكتر است».
قالَ الرَّضِيُ وَرُوِيَ لَهُ شِعْرٌ في هذَا الْمَعْنى:
|
فَإِنْ كُنْتَ بِالشُّورى مَلَكْتَ أُمُورَهُمْ |
فَكَيْفَ بِهذا وَالْمُشيرُونَ غُيَّبٌ |
|
|
وَإنْ كُنْتَ بِالْقُرْبى حَجَجْتَ خَصيمَهُمْ |
وَغَيْرُكَ أوْلى بِالنَّبِيّ وَأَقْرَبٌ |