پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩ - شرح و تفسير عذر واهى براى تصدّى خلافت
و ابوبكر را به خلافت منصوب نمودند در حالى كه اگر منظور آنها شوراى صحابه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده است اكثريت قاطع صحابه غايب بودند شورايى بود بسيار محدود و شتابزده كه با نقشه قبلى ترسيم شده بود. امام عليه السلام مىفرمايد: به فرض اينكه خلافت نياز به نص پيغمبر از سوى خداى متعال نداشته باشد و از طريق شورا انجام شود شوراى سقيفه هرگز صلاحيت براى اين كار نداشت.
بيت دوم اشاره به استدلالى است كه عمر در برابر طايفه انصار داشت. آنها گفتند: ما براى خلافت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شايستهتريم و به فرض كه اصرار داشته باشيد شما هم در خلافت سهيم باشيد يك نفر از سوى ما و يك نفر از سوى شما امر خلافت را اداره كنند؛ ولى عمر براى عقب راندن گروه انصار گفت: كسى اولويت دارد كه با پيغمبر صلى الله عليه و آله قرابت داشته باشد و ما قرابت و خويشاوندى با آن حضرت داريم نه شما. امام عليه السلام در برابر اين سخن مىفرمايد: اگر قرابت معيار اولويت باشد فرد ديگرى (اشاره به خود آن حضرت است) از ابوبكر بسيار نزديكتر و اقرب است.
امام عليه السلام در خطبه ٦٧ نيز به اين معنا اشاره كرده مىفرمايد: «آنها به شجره (درخت) استدلال كردند اما ثمره و ميوهاش را ضايع نمودند؛
احتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ، وَأضاعُوا الثَّمَرَةَ»
. درباره ماجراى پرغوغاى سقيفه بنى ساعده و حوادثى كه در آن گذاشت و مطالب بسيار سؤال برانگيز كه در آن بود به طور مشروح در جلد سوم از همين كتاب در ذيل خطبه ٦٧ (با استفاده از مدارك و منابع معروف اهل سنت) سخن گفتيم.