پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - شرح و تفسير در ميان آزادى و اسارت
گونهاند: بعضى خود را فروختند و خويش را هلاك كردند و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند»؛
(وَالنَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ: رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا، وَرَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا)
. جمله اوّل اشاره به كسانى است كه دنيا را «دار مقرّ» مىدانند و جمله دوم ناظر به كسانى است كه آن را «دار ممرّ» مىشمارند (به اصطلاح اين دو جمله نسبت به دو جمله پيشين از قبيل لف و نشر غير مرتب است).
تعبير به
«بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ»
اشاره به اين است كه تمام سرمايه وجود انسان عمر و حيات و زندگى اوست. هنگامى كه آن را به متاع اندك دنيا و لذات و هوسهاى آلوده آن معاوضه كند، گويى خود را فروخته و به صورت بردهاى در آمده است و در نتيجه موجب هلاكت خويشتن شده است، زيرا در سراى ديگر جايگاه امن و امانى ندارد.
جمله دوم
«ابْتَاعَ نَفْسَهُ
؛ خود را خريدارى كرده» اشاره به اين است كه گويى قبلًا اسير نفس و برده شيطان بوده سپس با اطاعت پروردگار خود را خريدارى كرده و آزاد نموده است.
در ضمن از اين تعبير پرمعناى امام عليه السلام استفاده مىشود كه آزادى حقيقى در پيروى از فرمان خداست و آنچه را بعضى آزادى مىپندارند نوعى اسارت در چنگال هوا و هوس و خواستههاى شيطانى است. آرى بايد نسبت به نفس خويش امير بود نه اسير.
و به گفته شاعر:
|
اسير نفس نشد يك زمان علىّ ولىّ |
اسير نشد كه بر مؤمنين امير آيد |
|
|
اسير نفس كجا و امير خلق كجا |
كه سربلند نشد آن كه سر به زير آمد |