پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٨ - ٢٠٦ و قال عليهالسلام أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِيمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ
خود را بر عهده ديگران مىنهند.
قرآن مجيد درباره عباد الرحمان (بندگان خاص خدا) مىفرمايد: «وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً»؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند)». [١]
در جايى ديگر خداوند به پيامبرش دستور مىدهد كه: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»؛ (به هر حال) با عفو و مدارا رفتار كن، و به كارهاى شايسته دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستيزه مكن)!». [٢]
نيز در مقام مدح انبياى پيشين از صفت حلم نام برده شده است؛ از جمله درباره ابراهيم عليه السلام در آيه ١١٤ سوره «توبه» در مدح ابراهيم به سبب حلم و بردبارىاش در برابر عموى بتپرست مىفرمايد: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ»؛ به يقين ابراهيم مهربان و بردبار بود».
حلم علاوه بر اين، آثار فراوان ديگرى نيز دارد و آن اينكه به انسان آرامش مىبخشد و وى را از آلوده شدن به گناه به هنگام ستيزهجويى حفظ مىكند و از تشديد عداوت دشمن كه به جسارت و بىادبى پرداخته جلوگيرى مىنمايد.
بر پايه همين نكات است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در نهجالبلاغه بارها بر اهميت حلم تأكيد ورزيده است؛ از جمله در خطبه ١٩٣ (خطبه همام) كه اوصاف پرهيزگاران را شرح مىدهد مىفرمايد: «يكى از صفات آنها اين است كه علم را با حلم مىآميزند»؛
(يَمْزَجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ)
و در حكمت ٣١ يكى از شاخههاى عدالت، استوارى در حلم شمرده شده است.
در كلام حكيمانهاى كه پس از اين كلام مورد بحث خواهد آمد
[١]. فرقان، آيه ٦٣.
[٢]. اعراف، آيه ١٩٩.