پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٢ - شرح و تفسير بيعت مشروط!
اين فرماندارىها را در اختيار ما بگذار امام فرمود: به قسمت الهى راضى باشيد تا در اين باره فكر كنم. سپس افزود: آگاه باشيد من كسى را در اين امانت شريك مىكنم كه از دين و امانت او راضى و مطمئن باشم.
از سويى ديگر هنگامى كه اميرمؤمنان على عليه السلام به معاويه نامه نوشت كه مردم با من بيعت كردند تو هم از اهل شام براى من بيعت بگير و بزرگان اهل شام را نزد من بفرست و معاويه (سخت دست پاچه شد) و نامهاى براى زبير نوشت و او را به عنوان اميرالمؤمنين خطاب كرد و گفت: از تمام مردم شام براى تو بيعت گرفتم با سرعت به سوى كوفه و بصره برو و اين دو شهر را تسخير كن كه اگر آن دو را تسخير كنى ديگر هيچ مشكلى نخواهى نداشت. [١]
از اينجا روشن مىشود اينكه طلحه و زبير به هنگام بيعت و طبق بعضى از روايات مدتى بعد از بيعت خدمت امام عليه السلام آمدند و گفتند: ما بيعت كردهايم كه با تو شريك باشيم منظورشان اين بود كه حكومت بصره و كوفه را امام به آنها بسپارد و به اين ترتيب بر تمام عراق مسلط شوند و دست به دست معاويه بدهند شام را هم در اختيار بگيرند تا قسمت عمده كشور اسلام تحت سيطره آنها واقع شود. با اين توضيح مىفهميم چرا امام عليه السلام دست رد بر سينه آنها گذاشت و اين جواب حكيمانه پرمعنا را به آنها داد.
در كتاب خلفاى ابن قتيبه كه از علماى مشهور اهل سنت است و در قرن سوم مىزيسته تحت عنوان رفت و آمد طلحه و زبير نزد على عليه السلام چنين آمده است: بعد از تمام شدن بيعت، طلحه و زبير نزد آن حضرت آمده عرض كردند: مىدانى براى چه با تو بيعت كردهايم؟ فرمود: آرى براى اينكه گوش به فرمان من باشيد و اطاعت كنيد؛ همان بيعتى كه با ابوبكر و عمر و عثمان كرديد. آنها (با صراحت) گفتند: نه ما با تو بيعت كرديم كه شريك تو در امر خلافت باشيم. امام عليه السلام فرمود:
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد، ج ١، ص ٢٣٠ و ٢٣١.