پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٧ - شرح و تفسير كجا خاموشى باش و كجا سخن بگو
در خطبه هجدهم سخنان بسيار كوبنده و شفافى در نفى عقيده تصويب در جلد اول از همين كتاب گذشت كه امام عليه السلام چگونه با بيان بسيار منطقى و روشنگر اينگونه عقايد را نفى و ابطال مىكند و ساحت اسلام و قرآن را مبرا مىشمرد. ساير امامان اهل بيت عليهم السلام نيز همين معنا را در سخنان نورانىاشان دنبال كرده و با صراحت گفتهاند: هميشه حق يكى است و آنچه در نقطه مقابل آن باشد باطل است و همه با هم بايد بكوشند و حق را پيدا كنند.
آرى اگر كسى تلاش و كوشش كافى براى رسيدن به حق چه در اصول دين و چه در فروع دين انجام دهد و راه خطا را بپيمايد در نزد خدا معذور خواهد بود. نه اينكه آنچه را به آن رسيده حق و عين واقعيت است، بلكه به مقتضاى «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا» [١] بيش از اين توان نداشته و تكليفى متوجه او نيست وگرنه حق باطل مىشود و نه باطل حق.
مصيبت بزرگ نسبت دادن تناقضگويى به قرآن مجيد است كه واقعاً گفتار بىشرمانهاى است و نمونه آن در كلام عبيدالله بن حسن متكلم گذشت. قرآن مجيد با صراحت مىفرمايد: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافاً كَثِيراً»؛ آيا درباره قرآن نمىانديشيد اگر از سوى غير خدا بود اختلاف فراوانى در آن مىيافتيد».
اصولًا نبودن اختلاف در كتابى كه حدود بيست و سه سال از سوى خدا در مورد حوادث تلخ و شيرين و سخت و آسان نازل شده يكى از دلايل اعجاز قرآن است.
در جاى ديگر بعد از بيان احكام دهگانه معروف مىفرمايد: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راههاى پراكنده
[١]. بقره، آيه ٢٨٦.