پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٦ - شرح و تفسير اجل همچون سپرى محافظ است
قدر الهى فرار مىكنم». اشاره به اينكه قضاى الهى در اينجا مشروط به اين است كه من در زير اين ديوار بمانم ولى قدر و اندازهگيرىها به من مىگويد: نمان.
در واقع اين يك قضاى مشروط بود كه امام عليه السلام با تقدير دادن شرط آن قضا را منتفى كرد. [١]
ولى اجل حتمى سرآمدى است كه قابل اجتناب نيست و خواه ناخواه دامن انسان را مىگيرد؛ مثلًا مىدانيم قلب و عروق و مغز يك انسان توان محدودى دارند، هرچند تمام دستورات حفظ الصحة را رعايت كند زمانى كه به آخر برسد اين چراغ خاموش مىشود و زندگى پايان مىگيرد و يا اينكه خداوند مقرر كرده است فلان قوم و جمعيت بر اثر كارهايشان به فلان بلا مبتلا شوند در اينجا به مصداق «فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَايَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ» [٢] مرگشان حتمى است.
در داستان قوم لوط مىخوانيم كه ابراهيم عليه السلام درباره آنها شفاعت كرد. از سوى خدا به او خطاب شد: «يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ»؛ (گفتيم) اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده؛ و به يقين عذاب بدون بازگشت (الهى) به سراغ آنها مىآيد». [٣]
از آيات قرآن نيز استفاده مىشود فرشتگانى هستند كه به فرمان خداوند خطرات را از انسان دفع مىكنند «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» [٤] و به راستى اگر آنها نباشند انسان از زمان كودكى آماج انواع بلاها و خطرات است ولى عنايت پروردگار او را حفظ مىكند؛ ولى هنگامى كه اجل
[١]. بحارالانوار، ج ٥، ص ٩٧، ح ٢٤.
[٢]. اعراف، آيه ٣٤.
[٣]. هود، آيه ٧٦.
[٤]. رعد، آيه ١١.