پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
فىالمثل هرگاه كسى كتاب مهمى در چندين جلد بنويسد با ديده حقارت به آن مىنگرد؛ اما خود اگر جزوه كوچكى به رشته تحرير در آورد آن را يك اثر مهم تاريخى مىشمارد و در هر مجلسى از آن سخن مىگويد. همچنين در مورد بناهاى خير و كمك به نيازمندان و مانند آن.
٢٣. « (از كسانى مباش كه پيوسته) به (كارهاى) مردم خرده مىگيرد؛ اما از كارهاى خود با مسامحه و مجامله مىگذرد»؛
(فَهُوَ عَلَى النَّاسِ طَاعِنٌ، وَلِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ)
. به بيان بعضى از بزرگان اخلاق اگر خارى به پاى ديگران رود آن را مىبينند؛ اما اگر شاخه درختى در چشمشان فرو رود نمىبينند و اين تناقض و تضاد نيز از آثار حب ذات است.
خلاصه اينكه كوچكترين عيوب ديگران را مىبيند اما از بزرگترين عيب خود با مسامحه مىگذرد حتى در آنچه متعلق به ديگرى است خرده مىگيرد؛ مثلًا اگر از فرزند ديگرى كار كوچك خلاف اخلاقى سر بزند گاه او را فاسد الاخلاق و بىبند و بار مىشمرد در حالى كه اگر از فرزند خودش كارهاى خلاف بيّن ببيند مىگويد جوان است، اين مسائل اهميتى ندارد.
در حكمت ديگرى كه در ادامه كلمات قصار- إنشاءالله- خواهد آمد امام عليه السلام مىفرمايد:
«أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعِيبَ مَا فِيكَ مِثْلُهُ
؛ بزرگترين عيب اين است كه چيزى را بر ديگران عيب بگيرى كه در خودت همانند آن وجود دارد (آن را عيب نمىدانى چه رسد به اينكه عيبى كه در تو هست از عيب او هم بزرگتر باشد)». [١]
٢٤. « (از كسانى مباش كه) لهو و لعب با ثروتمندان نزد او از ذكر خدا با فقيران محبوبتر است»؛
(اللَّهْوُ [٢] مَعَ الْأَغْنِيَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ)
.______________________________
(١). نهجالبلاغه، حكمت ٣٥٣.
(٢). در تعدادى از نسخ به جاى واژه «اللهو» «اللغو» آمده است كه مفهومش اين است كه بيهودهگويى با ثروتمندان نزد او محبوبتر از ذكر با فقراست.