مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٣٢ - فصل اول در ذكر مذهب اشاعره
بهعلاوه مشتبه شد به مسأله ديگر؛ اعنى مسأله قدر، پس بشناس اين دو مسأله را از يكديگر و محلّ نزاع را در هيچكدام از دست مده و بر قياس ديگران تخليط مكن.
فصل [اول]: در ذكر مذهب اشاعره
بدانكه اشاعره فعل بنده را مخلوق خدا مىدانند بىوساطت و مدخليّت اختيار و اراده بنده، چنانكه مذهب ايشان است در ايجاد جميع موجودات؛ چه مباشر ايجاد همه موجودات، خدا را دانند و به هيچ واسطه قائل نيستند، حتّى احراق نار و تبريد ماء را فعل بىواسطه خدا مىدانند و ماء و نار و امثال آنها را اسباب عاديّه خوانند و گويند: عادة اللَّه جارى شده كه احراق ثوب مثلًا در وقت مماسّه نار كند، بدون آنكه نار را مدخليّتى در احراق بود و در افعال عباد فرق ميان اختيارى و اضطرارى بهمجرّد مقارنه اراده غير مؤثّره و عدم آن كنند و اين معنى را أعنى مقارنه اراده غير مؤثّره را، كسب نام كنند و فعل بندگان را مخلوق خدا و مكسوب بندگان خوانند و بنده را به اين معنى كاسب گويند و بر اين اصل بىبنياد مسايل بسيار متفرّع سازند.
امّا شناعت و قباحت اين مذهب از چند وجه است:
اوّل: ارتفاع ثواب و عقاب.
دوم: مفسده ظلم كه به هيچ وجه نتوانند از خود دفع كرد، چنانكه در فصل سيّم بيايد.
سيّم: سرزنش مطيع و نوازش عاصى. و اين با اينكه بحمداللَّه واضح است، از احدى بهنظر نرسيده، ليكن در بعضى اخبار تنبيه شده است بر آن.
چهارم: صدور فسق و فجور و انواع قبايح و شرور واقعه در عالم از واجب الوجود. و معارضه فضل بن روزبهان بهايجاد خنزير و مانند آن نفعى بهگفته ايشان ندارد؛ چه در وجود خنزير مصلحتِ چند است كه به آن اعتبار قبحى لازم نيايد و شريّتى كه لازم آيد چون صدورش بالعرض بود نه بالذات، منافى وجوب نبود چنانكه بيايد.