مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٩٦ - اختيار
فرمود: «ولو شاء لسجد»، مراد از آن مشيّت اضطراريّه است كه به اين كلام نفى آن شده، چنانكه در آيه شريفه.
و بعد از آن فرمود: «و نهى آدم عن أكل الشجرة، و شاء أن يأكل منها»؛ يعنى: نهى كرد آدم را از اكل شجره و مشيّت و اراده او قرار گرفت كه بخورد از آن، يعنى به همان معنى كه اهل عرف در مثال عبد و مولى مىفهمند، چون اسباب اكل از وسوسه شيطان و قوّه شهويّه و امثال آن از براى او حاصل بود و با وجود اين امر، خداى تعالى او را به اختيار خود گذاشت و مجبور و مضطرّ نكرد بر ترك اكل، پس اهل عرف گويند كه:
خدا خواست كه بخورد به همان معنى، «ولو لم يشأ لم يأكل»؛ يعنى: اگر اين مشيّت اختياريّه كه اختيار را در آدم قرار داد و اسباب را براى او مهيّا كرد، اگر اين نبود و در عوض اين، مشيّت جبريّه، أو اضطراريّه الهى قرار مىگرفت بر ترك اكل، هر آينه نمىخورد.
و نظر به آنچه گفتيم در مقدّمات، كه مراد از مشيّت خدا در افعال عباد مىتواند شد كه توفيق و خذلان و ايجاد مانع باشد، پس معنى «أمر إبليس أن يسجد لآدم و شاء أن لا يسجد» خَذَلَه و لم يُوَفِّقْهُ باشد، يعنى: شيطان را به خود واگذاشت و توفيق نداد او را و همچنين معنى «نهى آدم عن أكل الشجرة و شاء أن يأكل» همين خواهد بود، يعنى توفيق نداد او را از براى نخوردن و او را به خود واگذاشت و معنى «أمر إبراهيم أن يذبح إسحاق و لم يشأ» كه در بعض اخبار وارد شده اين است كه بعدِ امر به ذبح، مانع او شد و كارد را از حلق او برگردانيد.
الحال اكتفا مىكنيم در اين مقام به همين قدر؛ به علّت قلّت فرصت.
و كتبهُ مؤلّفُهُ الفقيرُ إلى اللَّه الدائم، ابن الحسن الجيلاني، أبوالقاسم، نزيلُ دار الإيمان قم- صانَهَا اللَّهُ عن التلاطم والتصادم- في يوم الثلثاء الرابع عشر من الصفر، ختم بالخير والظفر، من سنة ألف و مائتين و ستّ عشر، والحمد للَّهأوّلًا و آخراً، و ظاهراً و باطناً.