مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٨٧ - اختيار
است ظاهر و بعد بيان خواهيم كرد كه مراد از اين، مشيّت و اراده بر سبيل الجا و اضطرار است و منافاتى نيست مابين مأمور بودن ايشان به ايمان به اختيار خود و عدم تعلّق ارادهاى كه مضطرّ كند ايشان را به ايمان و عدم اراده ايمان بر سبيل جبر و اضطرار، غير عدم اراده ايمان است بر سبيل اختيار و امر به ايمان از اراده به معنى دويّم منفكّ نشده و اينكه گفته است كه: آنچه را خدا اراده كند، البتّه واقع مىشود، مدلول آيه است؛ به جهت اينكه از آيه مستفاد مىشود كه اگر اراده مىكرد، البتّه واقع مىشد، پس چون واقع نشده، معلوم مىشود كه اراده نشده است، در محلّ منع است؛ به جهت آنكه مسلّم اين است كه آنچه را خواهد از افعال خودش، واجب است وقوع او، نه آنچه را خواسته باشد كه غير بكند از افعال بر سبيل اختيار و مستفاد از آيه اين است كه «جعلهم مؤمنين» را نخواسته، نه اينكه ايمان آوردن ايشان را نخواسته، پس بنابراين مسلّم داريم تخلّف امر را از اراده به اين معنى در اين موضع خاصّ؛ به جهت اينكه امر به ايمان شده است جزماً، و لكن اراده مؤمن كردن ايشان را جزماً نشده و آنچه مطلوب ما است كه اراده از امر منفكّ نمىشود، در ما نحنُ فيه بايد ملاحظه ايمان آوردن ايشان را كرد نسبت به امر به ايمان، نه مؤمن كردن خدا ايشان را، يا[١] امر به ايمان و مراد در مسأله اصوليّه و محلّ نزاع امثال اين اراده است، نه آنچه بيضاوى فهميده.
بلى اين سخن بيضاوى در بعض آيات ديگر جارى مىشود، مثل «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ* وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ»[٢] كه ظاهر اين آيه اين است كه ايمان ايشان را نخواسته.
و جواب از آن اين است كه: مراد از مشيّت در اينجا مشيّت الجائيّه و اضطراريّه است، چنانكه دلالت مىكند بر آن «أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ»؛ يعنى: بناى دين بر اختيار و اعتبار است، نه بر اكراه و اجبار، پس چنانكه من اكراه نمىكنم ايشان را بر دين، تو هم اكراه مكن و مؤيّد اين است همان آيه سابقه و ساير آيات كه به اين مضمون است مثل «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ»[٣] و دلالت مىكند بر
[١]. ب: با.