مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٢٩ - مقدّمه
اين بهعجز معترف را قبل از شرف مطالعه اين نوع احاديث، با يكى از اكابر فضلا در مسأله جبر مناظره واقع شد، پيش از آنكه اقامه حجّت نمايد گفتم: رهبر تو در اين مسأله عقل است يا نقل؟
گفت: عقل.
گفتم: خطا بر عقول غير معصومين جايز است يا نه؟
گفت: معاذ اللَّه، عقل حجّت خدا و سِراج نُهى است.
گفتم: پس اين همه اختلاف عقلا از كجاست؟
گفت: منشأ اختلاف قوّه واهمه است نه قوّه عاقله.
گفتم: پس تواند بود كه عقل تو در اين مسأله مقهور قوّه واهمه باشد، و آنچه تو فهميدهاى در اين مسأله منشأ آن قوّه واهمه بود نه قوّه عاقله؟!
فاضل ساكت شد.
گفتم: چرا سخن نمىگويى؟
گفت: اگر گويم نه چنين است، البتّه نقل كلام در اين نه چنين خواهى كرد و اگر گويم چنين است، مجاب و مُلؤم شده باشم، خداى تعالى تو را و جميع اهل شكّ را از نزد خود يقين در دين عطا فرمايد تا اين نوع مناظره و مكابره در ميان نيايد!
گفتم: بنده را از شرف مطالعه احاديث و اخبار و محبّت سيّد ابرار و ائمّه اطهار، كمال اطمينان و حجيّت خاطر كامل حاصل است؛ هر گاه شما را شكّى در دين و وَهنى در يقين باشد، چارهاى نيست إلّابهمتابعت و مطالعه كلام ائمّه انام عليهم السلام؛ چه كلام اين بزرگواران و پيروى ايشان بالخاصّه در تقويت ايمان و رام گردانيدن نفس امّاره تأثير عظيم دارد.
گفت: رهبر بهتحقّقِ اين مطالعه و متابعه، غير عقل نتواند بود و عقل را تو معزول مىدانى؟!
گفتم: كسى كه منكر عقل باشد هرگز اين نوع سخنان عاقلانه نتواند گفت، بلكه غرض اين است كه چون ضعف و غواشى طبيعت بر غير معصومين غالب است و خطا بر ايشان رواست، لهذا وثوقى به حكم عقل نيست و هر حكمى محلّ چون و