مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٥ - اختيار
المعلومات قبل تَفصيلها و تَوصيلها عياناً و وقتاً، والقضاءُ بالإمضاء هو المُبرم من المفعولات ذواتَ الأجسام المُدركات بالحواسّ من ذَوي لون و ريح و وزن و كَيل، و مادبَّ و درج من إنس و جنّ و طير و سباع و غير ذلك ممّا يُدرك بالحواسّ، فللَّه- تبارك و تعالى- فيه البَداء ممّا لا عين له، فإذا وقع العينُ المفهومُ المُدرَك فلا بَداء، واللَّه يفعل ما يشاء، فبالعلم علم الأشياء قبل كونها، و بالمشيّة عرّف صفاتها و حدودها، و أنشاها قبل إظهارها، و بالإرادة ميّز أنفسها في ألوانها و صفاتها، و بالتقدير قدّر أقواتها و عرّف أوّلها و آخرها، و بالقضاء أبان للناس أماكنها و دلّهم عليها. و بالإمضاء شرح عللَّها و أبان أمرها، [و] ذلك تقدير العزيز العليم[١].
و ظاهر اين حديث شريف خالى از اشكال نيست و آنچه به نظر قاصر مىرسد اين است كه سياق اين حديث از براى بيان مسأله بَدا است و اشكال راوى كه سؤال كرده است از كيفيّت علم الهى، در اين است كه چگونه مىشود كه بَدا روا باشد و اين مستلزم تغيّر و تبدّل علم الهى است و لزوم جهل الأمر- تعالى شأنُه عن ذلك- پس امام عليه السلام بيان صحّت بَدا كرد بر نحوى كه نقصى لازم نيايد و حاصل آن اين است كه:
چنانكه در افعال عباد، علمى و تصوّرى و تفكّرى و تردّدى و ميلى و عزمى و جزمى مىباشد و بعد از آن فعل به عمل مىآيد، چون جميع اين اطلاقات در جناب اقدس الهى وارد شده كه «عَلِمَ و شاءَ و تردّد و قدّر و قَضى و أمضى» و غير ذلك هم وارد شده و از آن جمله است حديث قدسى كه فرموده است: «ما تردّدتُ في شيء أنا فاعله كتردّدي في قبض روح عبدي المؤمن»[٢] و چون اكثر اين معانى در ذات اقدس بارى محال است، پس بايد حمل شود بر يكى از دو امر:
يكى حصول غايتى كه مترتّب مىشود بر اين اشيا، مثلًا حصول قبض روح بنده مؤمن، بعد از آنكه ملاحظه اين مىشود كه حقّ تعالى بنده مؤمن را دوست مىدارد، چيزى كه در ظاهر مكروه بنده است- كه موت است- از براى او نمىخواهد و از اين
[١]. الكافي، ج ١، ص ١٤٨، ح ١٦؛ التوحيد، ص ٣٣٤، ح ٩.