مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٧ - اختيار
از اسباب وجود آن فعل مىباشند، حكمت الهى قرار گرفته كه افعال الهى نيز به وسايط اين نقوش باشد در الواح كه به منزله آن حالاتند در نفس عباد و اين حكمت را به غير جناب اقدس ايزدى كسى نمىداند.
پس در اين حديث اشاره به دو چيز شده:
اوّل بيان امورى كه قايم مقام تصوّر و ترجيح و اختيار و اراده مىشود در عباد از براى خداوند.
و دويّم بيان اينكه بَدا در همه مراتب واقع مىشود الّا در دو مرتبه: اوّل در مرتبه علم ازلى. و دويّم در مرتبه امضا كه ايجاد عين است.
و به مرتبه اولى در دو جا اشاره شده: اوّل در آنجا كه فرمود: «فالعلم بالمعلوم قبل كونه»؛ زيرا كه علم ازلى كه حاصل است به معلوم قبل از وجود آن و تغيّر نمىيابد. و دويّم در آنجا كه فرمود: «فبالعلم علم الأشياء».
و به مرتبه دويّم مكرّراً فرموده كه بعد امضا و ايجاد بَدا نمىباشد و وجه آن معلوم است و فرموده است: «البَداء فيما علم متى شاء و أراد»، يعنى بَدا در مراتب سبب و اراده است، نه غير آن از علم ازلى و امضا.
و امّا بيان قائم مقامها كه در فعل الهى اشاره به آن شده، پس اين است كه مىگوييم:
مشيّت در اين حديث شريف، مثل كتابت وجود زيد است و بعض صفات او در لوح محو و اثبات اجمالًا و اراده كتاب عزم بر ايجاد اوست به عنوان جزم با بعض صفات او نيز و تقدير تفصيل بعض صفات و احوال اوست با نوعى از اجمال و قضا تفصيل جمعى احوال اوست و آن مقارن امضا است، يعنى خود فعل و ايجاد او و بعد ايجاد وجود است، چنانكه تحقيق اين است كه ايجاد، غير وجود است و گويا شرح علل، كنايه است از ايجاد و علم به جميع آنها ازلى است و همه اين مراتب قابل بَدا است به غير مرتبه علم ازلى كه در آن تخلّفى نمىباشد و همچنين بعد مرتبه ايجاد و وجود، ديگر بَدا معنى ندارد.
و امّا تحقيق معنى بَدا، پس هر چند اين رساله وضع از براى آن نشده، لكن چون