مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٣٠ - مقدّمه
چرا گفتنى است.
گفت: بنابر اين ارتفاع امان از عقل لازم آيد و اين بالاتّفاق باطل است.
گفتم: لانُسلّم كه ارتفاع امان از عقل لازم آيد، بلكه چيزى كه لازم مىبايد بر اين تقدير ارتفاع امان است از احكام و مسائل و دلايلى كه احتمال مىرود كه رهبر بهتحقيق آن قوّه واهمه باشد و عقل برهنمونى قوّه واهمه و غير آن پى به آن برده باشد.
امّا هر گاه در حكمى ثابت شود كه رهبر به آن عقولى است كه انوارش از ظلمات نادانى و هَواجس نفسانى و غواشى امكانى مبرّا و معرّاست، هر آينه كمال وثوق و نهايت امان به آن باشد و تصديقش واجب و اطاعتش لازم بود و راه شكّ در آن نبود؛ چه عقل حجّت خدا و سراج نهى است، چنانچه در مجلّد اسرار اشرار و مجلّد جبر و اختيار به تكرار سمت تفصيل يافت.
گفت: پس چه فرق است ميانه گفته من و گفته تو؟ يعنى چنانكه در هر گفته من احتمال خلاف واقع مىرود و در آن بيم خطاست و مىتواند بود كه رهبر بهتحقيق آن، عقل نباشد، در گفته تو نيز اين احتمالات راه دارد؟!
گفتم: فرقى است بسيار؛ زيرا كه گفت و گوى اين ضعيف در مثل وجود صانع است كه چون اثبات آن بهشرع انور ممكن نيست، ناچار بر پروردگار لازم و واجب است كه به رحمت شامله و حكمت كامله خود قوّه عاقله را از شرّ وهم و عادت و غواشى طبيعت و وسوسه و شيطنت در حفظ و حمايت خود قرار دهد والّا امان از عقل برخيزد و چون ثبوت آن بهشرع ممكن نيست، از ارتفاع امان از عقل، در آن حرج، بلكه هرج و مرج لازم مىآيد و از اين، نقص در ذات واجب لازم آيد بهخلاف مسأله جناب شما كه از اين مقوله نيست.
يعنى دانستن لازم نيست و علم به آن وجوب ندارد و بر تقديرى كه چنين باشد، چون ثبوتش از شرع ممكن است بر خدا لازم نباشد تقويت عقل در ادراك آن، بلكه در چنين مسأله رجوع بهشرع بايد نمود، هر گاه از شرع دانسته شد فهوالمطلوب، والّا توقّف در آن اولى باشد.