مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤١٣ - شرح حديث «أنا اللَّه الّذي لا إله إلّاأنا »
از فحواى اين آيه و حديث و از بسيارى از آيات و احاديث كه برخى از آنها در طى تحقيق مذهب حقّ- ان شاء اللَّه تعالى- ايراد مىشود، معلوم مىگردد كه در ايمان و طاعات، توفيق و در كفر و معصيت، خذلان الهى مىباشد.
و بعضى ديگر مىگويند كه خداى تعالى در بنده، خير و شرّى اراده ننموده و قضا و قدرى نفرمودهاست و از جمله آنچه در آيات قرآنى بر ابطال اين قول دلالت دارد، قول خداى تعالى: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها»[١]. يعنى هرگاه اراده نموديم كه هلاك كنيم مردم دهى را به اين معنا كه در معاصى اصرار مىنمودند و عدل، تقاضاى هلاك ايشان مىكرد، امر فرموديم مردم آن قريه را. پس فسق كردند در او، به اين معنا كه خذلان نموديم تا به خواهش و اختيار خود، فسق نمودند تا اينكه بيشتر مستوجب غضب شوند.
از اين آيه و بسيارى از آيات و احاديث، بطلان مذهب مذكور، ظاهر است و بالجمله اين طايفه را قَدَريّه مىنامند، براى اينكه نفى قدر از جناب كبريايى- جلّ ذكره الأعلى- مىنمايند و ظاهرش اينكه جميع فِرَق مذكوره را حديث «القدرية مجوس هذه الامّة»[٢]، براى اينكه هر يك به جهتى دخل در كيفيت افعال نموده، بعضى سلب قدرت از جناب بارى- جلّ ذكره- باشد و بعضى تفويض قدرت تامّه به عباد نموده و در هريك از اينها به قضا و قدر الهى، اسناد غير آنچه خدا قرار داده مىشود.
و مذهب هفتم، أمر بين الأمرين است[٣] و اين مذهب حقّ است كه قاطبه تابعين ائمه اثنى عشر- صلوات اللَّه عليهم أجمعين- معتقد آناند و تحقيق مقال، آن است كه
[١]. اسراء( ١٧): ١٦.