مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤١٤ - شرح حديث «أنا اللَّه الّذي لا إله إلّاأنا »
مىگويند: عباد را در اعمال حسنه به مشيّت و توفيق و در افعال سيّئه به قضا و خذلان الهى، اختيار است، نه اين است كه جناب الهى- جلّ ذكره الأعلى- بدون اختيار، عباد را مجبور بر امرى نمود يا خود در دست ديگرى كارى جارى ساخته باشد كه جبر لازم آيد، و نه اينكه اختيار، مطلقاً به عباد واگذاشته باشد و آنچه از خير و شر از ايشان صادر شود، او را در آن اختيار نباشد، تا نفى قدرت از جناب الهى و تفويض مطلق امور به عباد باشد و تقرير اين مدّعا به طريقى كه نزديك فهم باشد، آن است كه حضرت فاعل مختار حقيقت الأمر، جميع جنّ و انس را براى بندگى آفريده و از كمال رأفت و رحمت به ازاى آن، بهشت را ايجاد فرموده و از محض انصاف و عدالت، براى جزاى نافرمانى، دوزخ را خلق نموده و تمامى افراد ثقلين را امر به عبادت و نهى از معصيت نمودهاست. هركسى كه طاعت مىكند، به اختيار خود و توفيق خدا مىكند و هركه معصيت مىنمايد، به اختيار خود و خذلان خدا مىنمايد و فرق در ميان اين سخن و مدّعيات فِرَق مذكوره، بسيار است. اگر گفته شود كه هرگاه طاعت و معصيتْ به توفيق و خذلان باشد، جبر لازم مىآيد. جواب گفته مىشود كه توفيق و خذلان، علّت مستقلّه براى تمشيت امور نيستند و ماحصل كلام جبريّه، آن است كه در افعال، بنده را مطلقاً اختيار نيست يا در قدرت با خدا شريك است و نيز از تفصيلى كه در احاديث آينده شده، فرق در ميان اين اقوال، ظاهر مىشود.
اگر گويند كه چه فرق است در ميانه شركت در قدرت و توفيق و خذلان، جواب گفته مىشود: مثلًا هرگاه كسى شخصى را ببيند معصيتى مىنمايد و او را نهى از آن معصيت نمايد و آن عاصى، متنبّه نشود و آن ناهى، ترك نهى و منع نمايد، آيا آن ناهى كسى است كه عاصى را امر به عصيان نمودهباشد يا مشاركت در معصيت او نموده است[١] و مدّعا از توفيق و خذلانى كه گفته مىشود، همين معناست. فرق در ميان اين دو مذهبْ بسيار است و در كتاب «احتجاج» شيخ طبرسى از حضرت امير المؤمنين-
[١]. همان، ص ١٥٤، كتاب التوحيد، باب الجبر والقدر، ح ١٣.