مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٢٨ - مقدّمه
ليكن بهمقتضاى «مالا يُدرَكُ كلّه لايُترك كلّه»[١] بهقدرى از تفصيل و تبيين قناعت نموده، شرح و بيان و تفسير و تأويل اين حديث به مقدّمه و يك باب و خاتمه مىشود.
مقدّمه
در ذكر قواعدى كه عقايد را به آن مىبايد سنجيد و صحّت و فساد تمام احكام و امور دين را از آن معلوم بايد كرد.
از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام مروى است كه فرمود: تمام احكام و امور دين از اصول و فروع، كلّى و جزئى، بر دو قسم است:
اوّل: امورى است كه ضرورى دين است و قابل شكّ نيست.
دوم: امورى است كه تاب انكار و ارتياب دارد. پس اگر كسى امرى از اين قسم را دعوى كند، بر او لازم است كه حجّتى بر مدّعاى خود بياورد، يا آيهاى كه تأويلش متّفقٌ عليه باشد و خلافى در معنيش نباشد و يا حديثى كه ثابت و محقّق باشد و در معنيش اختلافى نبود و يا دليلى از عقل كه عقول تصديقش كنند و آن را صحيح شمارند و ورودش قبول و اقرار و طاعتش لازم و واجب باشد.
پس اگر كسى چنين امرى را دعوى كند و چنين حجّتى نداشته باشد، خاصّه و عامّه امّت را انكار آن رسد و شكّ در آن گنجايش دارد.
و بعد از آن فرمود: پس حجّت و دليلى كه بر او بايد عرض شود، مسائل دين همين است كه گفته شد، پس هر مطلبى كه به يكى از اين سه حجّت تمام باشد، قبولش بايد كرد و اگر نه، دستِ تصرّف و قبول از او بايد برداشت[٢].
مؤلّف گويد: اگر كسى به اين ميزان العقائد، كتب كلاميّه ودلايل حكميّه ومسائل اجتهاديّه و نظائر آن را امتحان نمايد، هر آينه از هزار يكى و از بسيار اندكى قابل تصديق نبود.
[١]. عوالي اللئالي، ج ٤، ص ٥٨، ح ٢٠٧. و ن. ك: بحارالأنوار، ج ٥٦، ص ٢٨٣؛ شرح نهج البلاغة ابن أبىالحديد، ج ١٩، ص ٧٥، ش ٢٣٩.