مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ١٣٩ - شرح حديث بيضه
و مروى است كه حضرت عسكرى عليه السلام نيز تنصيص به اين معنى نموده،[١] و قريب به پنجاه سال وكالت ناحيه مقدّسه به آن پدر و پسر بود،[٢] و آثار عجيبه بر يد ايشان جارى مىشد و توقيعات شريفه به دست ايشان ظاهر مىگرديد.
سيّم: شيخ ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى كه شيخ ابو جعفر محمّد بن عثمان در وقت رحلت خود كه در ماه جمادى الاولى سيصد و چهار يا سيصد و پنج واقع شد در حضور رؤسا و اعيان شيعه گفته كه من مأمور شدهام از جانب آن حضرت عليه السلام كه وصيّت نمايم به او و او را وكيل ناحيه مقدّسه گردانم،[٣] و جناب شيخ از اعقل ناس بود به اعتقاد مخالف و مؤالف[٤].
چهارم: شيخ ابوالحسن على بن محمّد سمرى رضى الله عنه كه آخر وكلاء ناحيه مقدّسه بود، و شيخ ابوالقاسم در وقت وفات خود كه در ماه شعبان سيصد و بيست و شش واقع شد وصيّت به او نمود و او را قائم مقام خود گردانيد در امر وكالت،[٥] و شيخ ابوالحسن قدس سره در ماه شعبان سيصد و بيست و نه در مدينة السلام بغداد شش روز پيش از رحلت خود توقيعى از آن حضرت عليه السلام ابراز نموده به اين عبارت:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
يا على بن محمّد السمرى أعظم اللَّه أجر اخوانك فيك، فإنّك ميّت ما بينك و بين ستّة أيّام فاجمع أمرك و لا تُوص إلى أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك، فقد وقعت الغيبة التامّة فلا ظهور إلّا بإذن اللَّه
[١]. بحار الأنوار، ج ٥١، ص ١٨١.