مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤١٠ - شرح حديث «أنا اللَّه الّذي لا إله إلّاأنا »
ذات افعال از جناب الهى است؛ امّا نسبت به بندگان يا طاعت است يا معصيت، مثلًا مىگويند كه نماز كردن و قمار باختن، هر دو شريكاند در اينكه حركتى و كارىاند؛ امّا يكى نماز كردن است و ديگرى قمار باختن و اصل حركت به قدرت خداست، و ليكن صفت آن به قدرتِ بنده است.
و بطلان اين مذهب نيز عقلًا و نقلًا بر نهجى است كه مذكور شد و اين مذهب، بى كم و زياد با مذهب جهيميّه، جبريّه و اشعريّه، يكى است؛ براى اينكه اصل افعال را از خدا مىدانند و به اضافه به بنده با وجود اينكه معتقد آناند كه بنده، في الحقيقه فعلى نكرده، مىگويند طاعت يا معصيت است.
پنجم، مذهب ابو اسحاق[١] است و او مدّعى است كه خدا و بنده را در كارها از خير و شر، دو قدرت است. كه هر دو اثرِ در آنها مىكنند؛ مثلًا مىگويند كه قدرت خداى عزّوجلّ با قدرت شراب خوار با هم برآمده، يكى شدند و شراب را بدين شراب خوار آورده از گلوى او فرو بردند و اين مذهب نيز با مذاهب سابقه، يكى است كه به عبارت ديگر ايراد شدهاست. براى اينكه مىگويند معصيت را قدرت خداى تعالى شريك شد با قدرت گناهكار تا به عمل آمد و اگر نه، گناهكار، گناه نمىتوانست كرد. پس در اين صورت خداى تعالى، فى الحقيقه گناه را معمول كرده و با وجود اين، عقاب مىنمايد بنده را بر فعلى كه خود نموده و بطلان اين نيز از ادلّه بطلان مذاهب سابقه، معلوم مىشود.
[١]. براى شناخت مذهب وى رجوع شود به: كشف المراد، الحلّى، ص ٢٤٠؛ قواعد العقائد، خواجهنصيرالدين طوسى، ص ٧٥. ابو اسحاق ابراهيم بن محمّد بن ابراهيم بن مهران الاسفراينى، ملقب به ركن الدين، فقيه شافعى و متكلّم اصولى بودهاست. مردم نيشابور از او كلام و اصول فرا گرفتهاند و مردم عراق و خراسان به علم او اعتراف دارند و از جمله مصنّفاتش« الجامع الجلى في أصول الدين والردّ على الملحدين» در پنج جلد است. او در عاشوراى سال ٤١٨ ق، از دنيا رفت و در اسفراين دفن شد.( وفيات الأعيان، ابن خلّكان، ج ١، ص ٢٨؛ سير أعلام النبلاء، شمس الدين الذهبى، ج ١٧، ص ٣٥٣).