مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٥٧ - اختيار
تصوّر كردن آن شىء باشد و آنچه بعد از آن ظاهر مىشود از ميل و شوق و عزم و به وقوع آوردن همه از بابت فعل باشد و اوّل اظهر است.
و اينكه مذكور شد در وقتى است كه جمله «مِنَ الفعل» را خبر ماى موصوله بگيريم و اگر كلمه «من» را بيانى بگيريم كه بيان موصول كند، معنى آن چنين مىشود كه: اراده عبارت است از ضمير و آنچه حاصل مىشود از براى انسان از فعل، حتّى اينكه نفس به وقوع آوردن هم داخل اراده باشد، چه جاى ميل و شوق و غيرهما و امّا اراده الهيّه، پس آن نفسِ احداث آن فعل است، چون محال است كه جناب اقدس الهى محلّ حوادث شود از خطرات و ميل و شوق و غيرها و احداث او همين است كه بگويد:
«كن» لكن بدون نطقى به لفظى و زبانى و بدون همّت و قصدى و تفكّرى.
و «لا كيفَ لذلك كما أنّه لا كيف له» مىتواند شد كه اجمال بعد تفصيل باشد از براى قول «كن»؛ يعنى كيفيّت اينكه چگونه ايجاد مىكند و چگونه مىگويد: بشو، اينها را نمىدانيم، چنانكه كيفيّت ذات او را نمىدانيم.
و مىتواند شد كه مراد، نفى كيفيّت اصل اراده الهيّه باشد، يعنى حقيقت اراده آن جناب را و كيفيّت آن را نمىتوانيم دانست، چنانكه كيفيّت ذات او را و صفات او را به حقيقت نمىتوانيم رسيد.
و دلالت اين حديث شريف بر اينكه اراده از صفات فعل است واضح است و بدانكه در اينجا مراد از اراده، همان حالتى است كه مرجّح احد طرفين مقدور است بر ديگرى و گاه است كه استعمال مىشود اراده در معنى رضا و موافقت، چنانكه كه كراهت استعمال مىشود در منافرت و سخط، پس اينكه مىگويند: خداى تعالى از بنده طاعت مىخواهد و معصيت نمىخواهد و اراده آن مىكند و كراهت از اين دارد، آن معنى دوم است و اگر نه چنين گوئيم، لازم مىآيد كه افعال عباد هم به امر الهى و به «كن» ايجاد شود و آن مستلزم جبر است.
و از جمله آنها حسنه عمر بن يزيد است، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: خلق اللَّه المشيّة