مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٢ - اختيار
اراده قديمه، علّت بودن عيبى ندارد؛ چون عين ذات است، به خلاف حادثه.
پس حاصل مراد او اين است كه: خدا منزّه است از اينكه اراده حادثه مخلوقه مستقلّه داشته باشد كه به آن خلق كند اشيا را و محتاج به آن باشد، نه اينكه احداث و ايجاد را اراده نمىتوان گفت، تا انكار اخبار كرده باشد و شايد مرادِ باحث از اخبارى كه دلالت مىكند بر مخلوقيّت اراده، احاديثى باشد كه مشتمل است بر اينكه مراتب تقدير اشيا مختلف است و از براى وجود اشيا، اسباب چند هست كه هر يك از آنها نقش است بر الواحى كه در آسمانها است، از آن جمله روايتى است كه كلينى روايت كرده است عن عليّ بن إبراهيم الهاشمي، قال:
سمعت أبا الحسن موسى بن جعفر عليه السلام يقول: «لا يكون شيء إلّاما شاء اللَّه و أراده و قدّر و قضى» قلتُ: ما معنى شاء؟ قال: «ابتداءُ الفعل». قلت: ما معنى قدّر؟ قال:
«تقدير الشيء من طُوله و عرضه». قلتُ: ما معنى قضى؟ قال: «إذا قضى أمضاه».
و از كتاب محاسن برقى نيز همين حديث نقل شده به سند صحيح از يونس، عن أبي الحسن الرضا عليه السلام، قال:
قلت: لا يكون إلّاما شاء اللَّه و أراد و قضى؟ فقالَ: «لا يكونُ إلّاما شاء اللَّه و أراد و قدّر و قضى»، قلتُ: فما معنى شاء؟ قال: «ابتداءُ الفعل». قلتُ: فما معنى أراد؟
قال: «الثبوتُ عليه». قلتُ: فما معنى قدّر؟ قال: «تقديرُ الشيء»[١].
و بعد از آن تا آخر آنچه در حديث سابق مذكور شد.
و دور نيست كه حكايت اراده از الكافي سقط شده باشد و بعضى علما در تفسير آن گفتهاند: معنى «ابتداءُ الفعل» اوّل كتابت در لوح است، يا اوّل چيزى كه حاصل مىشود از جانب فاعل و صادر مىشود از امورى كه مؤدّى مىشود به حصول معلول و بنابراين، آنچه در روايت محاسن است، اراده تأكّد مشيّت است و در حقّ خداى تعالى عبارت است از نوشتن در الواح و سبب سازى اسباب وجود شىء؛ و «تقديرُ
[١]. المحاسن، ج ١، ص ٢٤٤، ح ٢٣٧.