مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٠ - اختيار
مقدّس او منزّه است كه مشيّت مخلوقه داشته باشد كه زايد بر ذات او باشد[١].
و بعضى بر اين ايراد كردهاند كه:
اين سخن در غايت سخافت است؛ زيرا كه مشيّت عباد، مخلوق خدا نيست، بلكه از افعال عباد است و همچنين افعال عباد، مخلوق خدا نيست و تفسير اشيا به افعال عباد هم بسيار ناخوش است و انكار مخلوق بودن مشيّت خدا منشأ انكار احاديث بسيار است كه دلالت دارند بر اينكه اراده و مشيّت، از صفات فعلند و مخلوقند.
و گمان حقير اين است كه سيّد داماد رحمه الله چون ملاحظه اين معنى كرده كه مخلوق بودن اراده، به معنى علم به اصلح كه صفت كمال است معنى ندارد- على الظاهر- و هم چنين مخلوق بودن مشيّت حادثه؛ زيرا كه مناسب اين است كه بگويند: خدا اراده كرد كه اين كار را بكند، يا بگويند كه: خدا اين كار را كرد، نه اينكه خدا خلق كرد اراده كردن خود اين كار را، پس حديث را بر ظاهر خود نگذاشت و حمل كرد بر خلق مشيّت عباد، ولكن مراد او ظاهرِ اين نيست تا مستلزم قول به جبر باشد و قول به اينكه افعال عباد مخلوق الهاند به قرينهاى كه گفته است: مراد از حديث اين است كه: خلق كرد مشيّت عباد، افعال اختياريّه خود را و اگر معتقد اين بود كه خدا خلق اراده عبد مىكند و خلق افعال او مىكند، پس آن افعال اضطراريّه مىشود نه اختياريّه، بلكه توجيه مىكنيم كلام او را و مىگوييم كه: مراد او اين است كه خدا خلق كرد مشيّت اختياريّه عباد را، يعنى اراده بر سبيل اختيار به ايشان عطا كرد كه روى اختيار اراده كنند و فعل را از روى اختيار بكنند و به عبارت اخرى، خلق كرد عباد را قادِر مريدِ مختار و در اين صورت صحيح است كه بگوييم كه: افعال عباد، مخلوق اوست، به اين معنى كه از افعال توليديّه الهى است آن افعال.
پس بنابراين، اين حديث ردّ است بر كسى كه گمان كند كه افعال عباد ناشى است از
[١]. ن. ك: التعليقة على الكافي، ص ٣٧٠.