مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٥٨ - اختيار
بنفسها، ثمّ خلق الأشياء بالمشيّة[١].
و اين حديث شريف را بعضى از محدّثين علماى ما حمل كردهاند كه مراد به مشيّت در اينجا يكى از مراتب تقدير است؛ كه حكمت الهى اقتضا كرده است كه آن مراتب از اسباب وجود اشيا باشند، مثل آنكه حقّ تعالى در اوّل، لوحى آفريد و بعد از آن، بر آن لوح نقش كرد كه فلان چيز در فلان وقت موجود مىشود، پس خلقت لوح و خلقت آن نقش، از اسباب وجود آن شىءاند، پس اشيا به واسطه اين تقديرات و خلق لوح و نقش بر آن ايجاد شدند، امّا خود آن لوح و نقش بر آن لوح، به واسطه لوح ديگر ايجاد نشدهاند، بلكه ايجاد شدند به امر الهى بنفسها و بدون واسطه چيزى ديگر.
پس حديث دلالت كرد بر اينكه اراده و مشيّت حادثند و صفت فعلند، نه صفت ذات.
و آنچه به خاطر فاتر اين قاصر مىرسد اين است كه اين حديث شريف، شايد از باب مشاكله باشد و نظير اين است كه جناب اقدس الهى را در لغت فارسى «خداى» مىگويند، كه به معنى خود آى است، يعنى خود آمده است و كسى او را نياورده است، پس چنانكه مىگويند: وجود هر چيز از آن جناب است و وجود آن جناب از خود اوست؛ و معنى اين نه اين است كه خدا نبود و هستى را خود از براى خود قرار داد، بلكه معنى آن اين است كه ذات بذاته او هست، پس در مقابل، اينكه مىگويند كه:
همه چيز را خدا آورد، به عنوان مشاكله گفتهاند كه خدا خود آمد، كسى او را نياورد، كه حقيقت مراد، دفع شبهه آوردن غير است او را، نه آمدن او به خودى خود، بعد نيامدن.
پس هرگاه گفته شود كه: جميع مخلوقات الهى به مشيّت و اراده الهى خلق شد، گويا كسى مىگويد: پس مشيّت و اراده الهى به چه چيز خلق شد؟! اگر اين هم به
[١]. الكافي، ج ١، ص ١١٠، ح ٤؛ بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٤٥، ح ٢٠.