مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٣٠ - شرح حديث «إنّ للَّه عِلمين »
اوصياى كرام- عليهم الصلاة والسلام- را بر آن مطّلع فرمايد؛ چنانچه فرمود: «و علمٌ استأثرَ به، فإذا بَدا للَّهفي شيء منه أعلمنا ذلك»[١].
و به اتّفاق جميع مسلمين، خداوند اقدس خزانهاى اوسع و اضبط از قلوب واعيه صافيه ايشان، براى آن علمى كه او را ايثار و اختيار فرموده، احداث ننموده؛ چنانچه احاديث متعدّده در اين باب گذشت.
و كيفيّت اعلام فرمودن ايشان را به شيئى از آن علوم مكنون، جناب مولاى ما سيّد الشهداء- روحُنا و روحُ العالمين له الفداء، و عليه آلافُ التحيّة والثناء- به اوضح بيانى در دعاى قنوت بيان فرموده، عرض مىكند:
و أنت اللَّه الذي لا إله إلّاأنت، جعلتَ قلوبَ أوليائك مسكناً لمشيّتك و مكمناً لإرادتك، و جعلتَ عقولَهم مناصبَ أوامرك و نواهيك، فإذا شئت ما تشاء حرّكتَ من أسرارهم كوامنَ ما أبطنت فيهم، و أبدأت من إرادتك ما أفهمتَهم على ألسنتهم عنك و عقودهم بعقول تدعوك، و تدعو إليك بحقائق ما منحتهم[٢].
و هر كس در اين فقرات و امثال اين فقرات از ادعيه و احاديث تأمّل كند مىداند منشأ و مبداء بَدا علم مخزون در اينگونه از خزائن است، نه علمى كه عين ذات است، به علت اينكه ذات اقدس- جلّ و عَلا- تغيّر و تبدّل در آن هرگز راه نيابد و آن علم سبقت گرفته است جميع معلومات را چنانچه دانستى، پس بَدا در او نيست و همچنين در امور حادثه محتومه نيز بَدايى نيست و آنها بر دو قسماند:
قسمى از آنها امورى است كه وقوع يافته و موجود شده و بعد از وقوع يافتن و موجود شدن، نمىشود كه موجود نشود و وقوع نيابد، مثل سخنِ گفته، كه نمىشود نگفت، چنانچه فرمودند: فإذا وَقَعَ العينُ المفهومُ المُدْركُ فلا بَداء[٣].
و قسم ديگر آن است كه حكمت الهى مانع است از اجراى بَدا در آنها، مانند
[١]. الكافي، ج ١، ص ٢٥٥، ح ١؛ مسائل عليّ بن جعفر، ص ٣٢٦، ح ٨١٣؛ الاختصاص، ص ٣١٣.