مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٥٦٤ - فصل اول معرفت و جهل
به نظر مترتّب نمىشد و از آن آيات غرضى حاصل نمىگشت و علمى ديگر بر آن مترتّب نمىشود[١]، تا توان گفتن كه فايده نظر در آن آيات اين است كه آن علم حاصل شود.
و اگر گويند كه: نظر در آن آيات، افاده معرفت مىكند بىاينكه احتياج به استدلال افتد و تأمّلى و فكرى در آن بايد كرد، گوييم كه: حال خالى از اين نيست كه آدمى بر آن نظر مجبور است و بىاختيار نظرش بر آن دلايل و آثار مىافتد و اضطراراً او را علم حاصل مىشود و يا اينكه او را اختيارى در نظر هست و مىتواند كه نظر در[٢] آن آثار نكند و اعراض از تأمّل در آن بدايع دلايل و بواهر براهين نمايد، اگر واقع چنان باشد كه آدمى بر نظر مجبور باشد، و نظر اضطراراً به معرفت كشد، پس تنبيه بر آن دلايل و به ياد مردمان[٣] دادن كه فلان چيز دليل است و فرمان دادن كه نظر در آن دلايل كنيد، فايده نخواهد داشت؛ چرا كه نظر در آن دلايل، بىاختيار واقع مىشود و نتيجه مطلوبه نيز ضرورتاً بر او مترتّب مىشود، خواهد داند كه آن چيزها دليل مىتواند شد، خواه نداند و اگر واقع چنان باشد كه آدمى را اختيار در آن نظر باشد و تواند كه در آنها نظر نكند، پس آدمى را صنعى و تأثيرى در معرفت- كه ثمره آن نظر است- خواهد بود و چنين امرى قابل تكليف هست.
و آن جماعت كه معارف را ضرورى مىدانند، مطلب ايشان اين است كه او متعلّق تكليف نباشد و بعضى از اخبار را بر او تنزيل مىكنند و در اخبار بسيار واقع شده كه خداى تعالى دلالت بر وجود و صفات خود به احوال خلق كرده و در خطب امير المؤمنين عليه السلام از اين قبيل بسيار است و در الكافي روايت كرده از هشام كه:
زنديقى از حضرت صادق عليه السلام پرسيد كه: فما الدّليل عليه؟ فقال أبوعبداللَّه عليه السلام:
«وجود الأفاعيل دلّت على أنّ صانعها صَنَعَها؛ ألاترى أنّك إذا نظرتَ إلى بناءٍ مُشيَّد مَبنيّ علمتَ أنّ له بانياً، و إن كنتَ لم تر الباني و لم تُشاهده»[٤].
[١]. الف:-/« و از آن آيات غرضى حاصل نمىگشت- إلى- مترتّب نمىشود».