مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦١ - اختيار
اراده خدا، بدون مدخليّت عبد، بلكه اين اشيا مخلوقند به واسطه اراده عباد و اراده عباد مخلوق است بنفسها، يعنى اراده عبد في نفسه كارساز است و مقهور الهى نيست از بابت «الاسمُ ما دلّ على معنى بنفسه»[١] كه مراد، استقلال معنى است به مفهوميّت و از بابت مفهوم حرف نيست كه آلت ملاحظه شىء ديگر است، چنانكه بعضى محقّقين در بيان معنى آن گفتهاند.
و همچنين به اين حديث ردّ مىشود كلام كسى كه توهّم كند كه فعل بنده، مسبوق به اراده او نيست؛ زيرا اگر چنين باشد اراده او فعل اوست و آن هم مسبوق به اراده ديگر خواهد بود و هكذا و آن مستلزم تسلسل است، پس فرمودهاند كه: اراده عبد مخلوق است بنفسها، يعنى احتياج به اراده ديگر ندارد و آن حاصل مىشود از براى عبد، بعد علم به نفع و ساير افعال او مخلوقند به واسطه اين اراده.
و اينكه گفته است كه: انكار مخلوق بودن مشيّت خدا منشأ انكار احاديث است، ممنوع است به جهت آنكه آنچه احاديث دلالت بر آن دارد همين است كه اراده الهى اطلاق شده است بر ايجاد و احداث و مير رحمه الله منكر اين نيست، بلكه ظاهر اين است كه مراد او اين است كه خدا منزّه است از اينكه اراده و مشيّت مخلوقه داشته باشد كه اين، واسطه خلق كردن باشد و به سبب آن خلق كند اشيا را و آن معنى كه مدلول اخبار است، همان حالت نسبى است كه مابين منتسبين است كه أحدهما اراده قديمه است كه عين ذات است و دويّم، خود مخلوق است و اين منافاتى با حدوث آن ندارد، چنانكه مدلول اخبار است و در اين مقام كسى توهّم نكند كه خلقِ نطفه و تبديل آن به علقه و همچنين اينها هم وسايط خلقت انسان است و منافاتى با تقدّس و تنزّه الهى ندارد؛ به جهت آنكه در آنجا حكمت اقتضا كرد كه نطفه را خلق كند، بعد از آن نطفه را علقه كند و هكذا، تا آن را انسان كند، نه اينكه خلقت انسان را به اين علّت و به اين سبب كرد، پس نطفه بودن، علّت خلقت نيست، و لكن اراده علّت خلقت مىشود و
[١]. ن. ك: شرح الرضي على الكافية، ص ٣٥؛ تاج العروس، ج ١٩، ص ٥٣٨.