مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٩٣ - اختيار
كرد از نهى، چون نقيض آن به عمل آمد و آنچه مشيّت الهى قرار گرفت از اكل شجره، همان شد و مكذّب قول اشاعره است در اين مقام قول آدم صفىّ اللَّه: «رَبَّنا ظَلَمْنا»[١].
پس در اينجا مطلب ايشان، موافق مذهب ابليس عدوّ اللَّه شد و مخالف مذهب آدم نبىّ اللَّه.
و اين حديث موافق تقيّه بر طبق مذهب اشعرى شد، و لكن از براى زيرك فَطِن، از ذكر امام عليه السلام، اين دو مثال را كه مستلزم تذكّر حكايت آدم و اظهار تقصير خود است، تنبّهى باقى ماند بر هر حقّ نيز،[٢] فليفهم ذلك.
و عارف رومى، هر چند در مقامات متعدّده از او قول به جبر ظاهر مىشود، و لكن در اين مقام تصريح كرده به اينكه: جبر مذهب ابليس است، لكن بناى او بر تقسيم جبر است به اقسام متعدّده از جبر جزئى و كلّى و غير ذلك، پس به آن نتوان تكيه كرد كه مذهب او اختيار است و از سفر پنجم در آخر كلام مخاصمه جبرى و قدرى سخنى گفته است كه جامع شتّات كلمات او است و مستلزم جبر واقعى است و آنچه در اين مقام گفته است در سفر چهارم اين است:
|
از پدر آموز اى روشن جبين |
ربّنا گفت و ظَلَمْنا پيش ازين |
|
|
نه بهانه كرد و نه تزوير ساخت |
نه لواى مكر و حيلت برفراخت |
|
|
باز آن ابليس بحث آغاز كرد |
كه بُدَم من سرخرو كرديم زرد |
|
|
رنگ رنگِ توست صبّاغم تويى |
اصل جرم و آفت و داغم تويى |
|
|
هين بخوان ربّ بما أغوَيْتَنى |
تا نگردى جبرى كژ كم تنى |
|
|
بر درخت جبر تا كى بَرجَهى |
اختيار خويش را يكسو نهى |
|
|
همچو آن ابليس و ذرّيّات او |
با خدا در جنگ و اندر گفتگو[٣] |
|