مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٩٢ - سخن هشتم
و آنچه از يكى از اصحاب عصمت- سلام اللَّه عليه- منقول است كه «لا جبر ولا تفويض، ولكن أمر بين أمرين»، معنى متحقّق پس خود را در افعالى كه منسوب به اوست منصرف داند، تصرفى كه به منزله تصرّف آلات باشد، نه به منزله فاعل آلات و به حقيقت آن دو اعتبار كه يكى نسبت به فاعل دارد و ديگر نسبت به آلات متّحد بود و همه از فاعل باشد بى آنكه آلت ترك توسّط كرده باشد و اين به غايت دقيق باشد و جز به رياضت قوّه عاقله و قوّه عامله به اين مقام نتوان رسيد و هر كه به اين مرتبه رسد يقين داند كه مقدّر همه موجودات يكى است كه هر امرى را كه حادث خواهد شد، در وقت خاصّ به شرطى و آلتى و سببى خاصّ ايجاد مىكند و تعجيل را در طلب و تأنّى را در دفع مؤثّر نداند و خود را هم از جمله شروط و اسباب داند تا از دلبستگى به امور عالم خلاصى يابد.
و اين آيه در حقّ او و امثال او مُنْزَل كه: «فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»[١]
اين بود سخن محقّق طوسى- طاب ثراه القدّوسي-[٢].
و در كتاب اوصاف اشراف و در رساله علم فرموده كه:
اراده عبد علّت قريبه فعل است و اراده حقّ علّت بعيده فعل.
اشعرى نظر را مقصور بر علّت بعيده گردانيده، قائل به جبر شده، و معتزله نظر به علّت قريبه تنها نموده، قائل به تفويض گشته و حق آن است كه وقوع فعل موقوف است به مجموع ارادتين، چنانكه عالم اهل بيت گفته كه: «لا جبر ولا تفويض، بل أمر بين أمرين»[٣].
مؤلّف گويد: اگر گويى: از اين سخن لازم آيد كه زنا- بلكه هر قبيحى- به اراده خدا باشد و حال آنكه چنانكه فعل قبيح، قبيح است، اراده فعل قبيح نيز قبيح است و نسبتش به خدا غير صحيح است؟
[١]. آل عمران( ٣): ١٥٩.