مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٧٣ - اختيار
گوييم: امّا اوّلًا كه عقول ما احاطه به حكمتهاى الهى نمىكند و همين كه از خدا و صادقين اولياى او خبر رسيد بايد تصديق كنيم و جدا سؤال كرده نمىشود كه چرا كردى و چرا نكردى.
و امّا ثانياً، پس مىگوييم: يكى از فوايد آن اين است كه بعد از آنكه ملائكه خبر به انبيا و اوصيا دادند كه چنين و چنان مىشود و اينكه خدا را دو لوح است و محو و اثبات در آن مىشود به واسطه اعمال عباد از تصدّق و صله رحم و دعا و امثال آن، بندگان خدا راغب مىشوند به اين افعال خير و ترك مىكنند افعال ناخوش را و همين قدر فايده، فايدهاى است كه از اعظم فوايد است و به اين سبب در روايات وارد شده كه: «ما عُبد اللَّه به مثل البَداء»[١]؛ يعنى: چيزى باعث عبادت خدا نمىشود به مثل بَدا.
و اگر كسى بگويد كه: اگر در لوح محفوظ مقدّر است كه آن عمل خير بشود و عمر زياد شود يا به عكس آن، پس البتّه آن خواهد شد، ديگر چه فايده است در رغبت كردن عبد به طاعتى كه موجب زيادتى عمر است و اعراض كردن از معصيتى كه باعث نقصان عمر است؛ زيرا كه اگر مقدّر است در لوح محفوظ و نوشته شده است كه آن كار را خواهد كرد و عمر زياد خواهد شد، يا ضدّ آن را ترك خواهد كرد و عمر كم خواهد شد، آنچنان خواهد بود و ثمره آن به عمل مىآيد، ديگر محتاج به ترغيب نيست و همچنين محتاج به منع نيست؟!
گوييم: امّا اوّلًا كه آنچه نوشته شده است در لوح محفوظ، شايد بر اين وجه نوشته شده باشد كه به واسطه ترغيب و رغبت مىكند نه مطلقاً، چنانكه در عبادات و ساير تكاليف، كه كردن آنها موقوف به امر و طلب الهى است، پس از حيثيّتى لوح محو و اثبات تقدّم دارد بر لوح محفوظ، يعنى چون مكلّف دانست كه به سبب اعمال خير عمر او زياد مىشود و به اين سبب رغبت كرد به فعل خير و به عمل آورد و باعث
[١]. الكافي، ج ١، ص ١٤٦، ح ١؛ التوحيد، ص ٣٣١، ح ١؛ بحارالأنوار، ج ٤، ص ١٠٧، ح ١٩( در همه مصادر:« بشيء» بدل« به»).