مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٥٨ - صاعقه
بهصورتى كه مقتضى آن بود و تقاضاى آن مىنمود و بهپاى استعداد راه طلب آن مىپيمود به همان صورت خود خلق شد و اين معنى اگر چه خلاف ظاهر است لكن به ظاهر تنها دست دادن و پا از آن بهدر نگذاشتن خود را از بسيارى حقايق محروم داشتن است، چنانكه به بواطن چسبيدن و از ظواهر دست برداشتن الحاد است.
و صاحب دين آن است كه هر دو را به سمع و يقين بشنود و هر دو را اذعان نمايد بهشرط آنكه هر دو بهنص صريح يا به اثر صحيح باشند و اين معنى هر چند بهنصّ صريح نيست، لكن به اثر صحيح است، چنانكه در فصل پنجم خواهى فهميد بر خلاف آن معنى كه از آن رومى و جامى نقل شد.
ديگر گاهى استدلال مىشود بر جبر صوفيّه به آنچه از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: إنّه كان يصلّى في بعض الأيّام، و خرّ مغشيّا عليه في أثناء الصلاة، فسئل بعدها عن سبب غشّه، فقال: «ما زلتُ اردّد هذه الآية- يعنى «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»- حتّى سمعتُ من قائلها»[١].
و مرحوم شيخ بهاء الدين در مفتاح الفلاح بعد از نقل اين روايت گويد:
قيل: إنّ لسان جعفر الصادق عليه السلام كان في ذلك الوقت كشجرة الطور عند قول: أنّي أنا اللَّه، وما أحسن قول الشيخ الشبسترى:
|
روا باشد أنا الحقّ از درختى |
چرا نبود روا از نيك بختى[٢] |
|