مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٤١ - رشحات
دوم: منع لزوم تسلسل محال بر تقدير اختيارى بودن اراده و اختيار؛ و اين مختار معلّم ثالث است.
سيّم: منع لزوم تسلسل اصلًا؛ و اين مختار مرحوم ملّا خليل قزوينى است.
چهارم: منع افتقار اراده و اختيار در اختيارى بودن خود به اختيارى ديگر غير خود، بلكه نفس اختيار در اختيارى بودن خود كافى است و اختيارى ديگر براى اختيارى بودن آن در كار نيست؛ و اين از افكار اين دل افكار است.
و هر يك از اين وجوه چهار گانه را مجملًا دانستى و در فصل ششم نيز مفصّلًا خواهى دانست إن شاء اللَّه تعالى.
و بالجمله در تقرير اين شبهه دو وجه است:
يكى مشهور و در كتب حكميّه و كلاميّه مسطور، مبنىّ بر مقدّمه مسلّمه «الشّيء ما لم يجب لم يوجد».
و دوم غير مشهور، بلكه در كلام خصم غيره مذكور، مبتنى بر مقدّمه استحاله دور و تسلسل؛ و آراء در جواب اين شبهه بههر تقريرى مختلف است.
سيّم جواب، همان است كه در هر دو تقرير از ما سمت تحرير پذيرفت.
و طرفه آنكه: ديگران هر چه در اين باب كوه و كتل طى كردهاند پى به آن نبردهاند و با غايت ظهور به آن برنخوردهاند و بس نيكو گفته آن كه اين در ثمين سفته:
شعر:
|
اگر بپاى بپويى و گر بسر بدوى |
مقسّمت ندهد روزىكه ننهادست |
|