مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٣٧ - رشحات
و اين حديث شريف اگر چه ظاهر است در نفى وجوب بالمرّه، لكن چون بهثبوت عقلى رسيده است كه تا ممكن واجب نشود، بهعلّت ممتنع باشد وجودش، چنانكه گذشت، لاجرم وجوب منفى در اين حديث محمول باشد بر وجوبى كه به آن اختيار سابق باقى نماند و حملش بر وجوبى كه مسبوق بهاختيار نباشد، چنانكه مقتضاى قول مشهور است، بعيد است از صواب و مساعدت نمىكند به آن، لفظ حديث مستطاب.
والحاصل، واجب نيز فاعل موجب است بهكسر جيم، لكن ايجاب مقترن بهاختيار غير مقارن و نفى وجوب در حديث، اشاره به اين معنى است و همچنين جميع احاديث و آيات بَدا و مَحو و اثبات، در اثبات اين طور فاعليّت و بر اين روش عليّت مبتنى است.
اين است فاعليّت و قدرت مصحّحه عبادت كه اصل عبادات و اكبر آنهاست.
رشحه دوم: از آنچه ما ثانياً در ردّ جواب مشهور گفتيم معلوم شد كه ابولهب- بهقول ما- در همه حال مىتوانست كه كافر نشود، خواه قبل از اراده كفر و خواه بعد از اراده كفر و حال صدور كفر. و همچنين بعد از اراده كفر نيز مىتوانست كه اراده كفر نداشته باشد و فسخ اين اراده نمايد. پس او اگر مىخواست كه كافر نشود كافر نمىشد، اگر چه در حين صدور كفر باشد و اگر مىخواست كه اراده كفر نداشته باشد هر آينه اراده كفر نمىداشت، لكن نخواست هيچ يك از اين دو امر را و به اين تقريب، مورد اخذ و مؤاخذه و محلّ عتاب و عقاب گرديد.
و اينكه چرا نخواست، پس از خودش بايد پرسيد، بلكه دانستن او هم ضرورى نيست، چه علم فاعل بهمرجّح فعلش در غير حال صدور فعل، لازم نيست، چنانكه در محلّش مقررّ است.
و امّا بهقول مشهور، پس همين قبل از اراده كفر مىتوانست كه كافر نشود و در آن حال، او را ترك كفر ممكن بود و بعد از آنكه اراده كفر كرد نمىتوانست كه كافر نشود، بلكه نمىتوانست كه اراده كفر نداشته باشد، چنانكه گفتهاند:
|
مرا اختيارى كه دادى بهكار |
ندادى در آن اختيار، اختيار |
|