فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٥ - ديات
اعضاى داراى ديه معيّن بنابر قول مشهور عبارتند از: مو( --> مو)، چشم( --> چشم)، پلك( --> پلك)، بينى( --> بينى)، گوش( --> گوش)، لب( --> لب)، زبان( --> زبان)، دندان( --> دندان)، گردن( --> گردن)، فكّ( --> فكّ)، دست( --> دست)، پا( --> پا)، انگشت( --> انگشت)، كمر( --> پشت)، نخاع( --> نخاع)، پستان( --> پستان)، آلت تناسلى مرد( --> آلت تناسلى)، بيضه( --> بيضه)، شُفران( --> شفران)و كپل( --> كپل).
ج. ديه شكستن استخوان:ديه شكستن استخوانِ عضوِ داراى ديه معيّن بنابر مشهور يك پنجم ديه آن عضو و ديه سوراخ شدن آن يك چهارم ديه شكستن و ديه كوبيده شدن استخوان هر عضو، يك سوم ديه آن عضو و ديه از جا در آمدن استخوان عضو، در صورت از كار افتادن، دو سوم ديه آن عضو است(١٧)( --> استخوان).
د. ديه منافع:منافعى كه با از دست دادن آنها به سبب جنايت، ديه كامل ثابت مىشود عبارتند از: عقل(١٨)( --> عقل)؛ شنوايى هر دو گوش(١٩)( --> شنوايى)؛ بينايى هر دو چشم(٢٠)( --> بينايى)؛ بويايى هر دو مجراى بينى(٢١)( --> بويايى)؛ بنابر نظر مشهور، سلسل البول كه با عروض آن، شخص توان نگهدارندگى ادرار خود را از دست مىدهد(٢٢)( --> مسلوس)؛ چشايى بنابر نظر برخى(٢٣)( --> چشايى)؛ توان انزال در آميزش(٢٤)( --> انزال)؛ قدرت نطق(٢٥)( --> تكلّم)؛ انحراف پيدا كردن گردن از حالت طبيعى(٢٦)( --> گردن)؛ شكستن بعصوص و خارج شدن مدفوع بدون اختيار به سبب آن بنابر قول مشهور(٢٧)( --> بعصوص)؛ صدا(٢٨)( --> صوت)؛ افضا(٢٩)( --> افضاء)؛ بنابر مشهور، آسيب ديدگى مثانه دختر به سبب ازاله بكارت كه منجرّ به خروج بى اختيار ادرار گردد(٣٠)( --> مثانه)و جمع شدن دو لب بنابر قول برخى.(٣١)
ديه شل شدن عضوى از اعضا، دو سوم ديه آن عضو است، مگر در آلت تناسلى مرد كه در شل شدن آن نيز ديه كامل ثابت است.(٣٢)