فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٥٤ - خَزّ
و در صورت جلوگيرى از بازگشت به آب مىميرد و به آن سگ آبى نيز گويند و دو نوع است.(٥)
برخى، خز را همان «قُنْدس» دانستهاند.(٦)سپس در تعريف قندس اختلاف كردهاند. بعضى قندس را به حيوانى دريايى تعريف كردهاند با دمى كلفت و رنگى سرخ.(٧)از شهيد اوّل نقل شده كه ايشان از برخى كسانى كه زياد سفر مىكردهاند شنيده كه قندس دو گونه است: يكى داراى اَلْيَه (دنبه و سرين) و ديگرى داراى دم. اوّلى خز و دومى سگ آبى است.(٨)
برخى گفتهاند: ممكن است خز مفهومى عام باشد، داراى مصاديق متعدد، همچون قندس و سگ آبى.(٩)
درباره خز، اختلاف ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه آيا خز امروزى همان خز عصر صدور روايات است تا مشمول احكام آن قرار گيرد يا با آن تفاوت دارد؟ بعضى گفتهاند: خز معروف امروزى در خشكى زندگى مىكند و حياتش وابسته به آب نيست؛ همچنين كرك آن در حدّى نيست كه از آن لباس تهيّه شود؛ از اين رو، جريان حكم خز بر آن محلّ اشكال است.(١٠)در مقابل، برخى حكم خز عصر صدور روايات را بر خز زمان خود جارى دانستهاند.(١١)از احكام آن در باب صلات و اطعمه و اشربه سخن گفتهاند.
خز از حرام گوشتان است؛(١٢)هرچند برخى آن نوع از خز را كه دندان نيش ندارد، حلال گوشت شمردهاند؛(١٣)ليكن بنابر قول به حرام گوشت بودن آن نماز خواندن در لباسى كه از كرك آن تهيّه شده، صحيح است، به شرط آنكه با كرك خرگوش، روباه و غير آن از حرام گوشتان آميخته نباشد.(١٤)
در اينكه نماز گزاردن در لباس تهيّه شده از پوست خز صحيح است يا نه، اختلاف است. قول اوّل مشهور بين متأخران است.(١٥)بنابر قول به جواز، در اينكه جواز آن مشروط به اين است كه تذكيه( --> تذكيه)شده باشد يا نه اختلاف است. هرچند جواز نمازگزاردن در كرك آن مشروط به تذكيه نيست.(١٦)
البته اختلاف ياد شده در فرضى است كه خز مانند ماهى داراى خون جهنده