فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٤٠ - حج نيابتى
در نيتجه حج نيابتى فرزند از پدر غير مؤمن صحيح است.(٤)
احكام نيابت:قصد نيابت و تعيين منوب عنه در نيّت، هرچند به اجمال، شرط صحّت نيابت است؛ ليكن ذكر نام منوب عنه شرط نيست، هرچند مستحب است.(٥)
نايبى كه پس از احرام و دخول در حرم فوت كرده، ذمّهاش برى مىشود و عملش از حج منوب عنه كفايت مىكند. از برخى، حتّى كفايت صِرف احرام نقل شده است، هرچند در بيرون حرم درگذشته باشد.(٦)
اگر در حج نيابتى شرط شده باشد كه نايب از راهى معيّن به مكّه رود، در صورت تعلّق غرضى به آن، بنابر مشهور، تخلّف جايز نيست، هرچند در صورت تخلّف، حج صحيح است.(٧)
نايبى كه براى گزاردن حج در سالى معيّن اجير شده، نمىتواند در همان سال براى ديگرى اجير شود و در صورت اجير شدن، اجاره دوم باطل است و اگر هم زمان باشند، هر دو باطل خواهند بود.(٨)
اگر نايب مرتكب موجبات كفّاره شود، كفّاره بر عهده خود او است، نه منوب عنه.(٩)
اگر نايب حج نيابتى را باطل كند، بايد سال بعد آن را تدارك نمايد؛ ليكن در بطلان و عدم بطلان اجاره اختلاف است. بنابر قول نخست نايب مستحق اجرت نمىباشد و مستأجر مىتواند اجرت را از او پس بگيرد و بر نايب واجب است در سال بعد بدون دريافت اجرت حج بگزارد. البته اين اختلاف مبتنى بر اين است كه آيا واجب، حج اوّل است و حج دوم عقوبت مىباشد يا اينكه واجب، حج دوم است و اتمام حج اوّل عقوبت به شمار مىرود؟ قول نخست بنابر مبناى دوم است. برخى بين اجاره معيّن و مطلق تفصيل داده و در صورت دوم قائل به عدم بطلان اجاره و در نتيجه استحقاق نايب نسبت به اجرت شده و گفتهاند: بر نايب واجب است سال آينده حج نيابتى را به جا آورد. در مسئله اقوال ديگرى نيز وجود دارد.(١٠)
مقتضاى اطلاق اجاره در صورت عدم ذكر اجل، تعجيل و عدم جواز تأخير حج است.(١١)
چنانچه نايب به سبب بيمارى از اتمام مناسك باز بماند با قربانى از احرام